نگاهی بر انتخابات دهم ، موج سبز و انقلاب رنگین ایران
آنچه در ادامه مطلب می خوانید تحلیلی شخصی بر روند انتخابات دهم و مجموعه مسائل پیش آمده در طول آن تحت عنوان انقلاب رنگين (Color Revolution) و يا انقلاب مخملين (Velvet Revolution) و جایگاه " موج سبز" در این انتخابات می باشد.
توجه: (تاریخچه و ویژگی انقلاب های رنگین از منابع دیگر گزینش شده اند.)
مقدمه
انقلابهاي رنگي به يك رشته از تحركات مرتبط با هم اطلاق ميشود كه در جوامع پساكمونيستي در اروپاي شرقي، مركزي و آسياي مركزي توسعه يافت. برخي ناظران از آن به عنوان موجي انقلابي ياد ميكنند. در واقع انقلاب رنگي به تغيير و تحولاتي اطلاق ميشود كه تاكنون در كشورهاي باقيمانده از بلوك سابق شرق اتفاق افتاده و هيئت حاكمه اين كشورها جاي خود را به حكومتهاي يكسره طرفدار غرب دادهاند. اين تحولات با وقوع «انقلاب مخملي» در دوره شش هفتهاي 17 نوامبر تا 29 دسامبر 1998 در چكسلواكي آن زمان آغاز ميشود و با وقوع تحولات مشابهي به شكل زنجيرهاي در صربستان (دو مرحله 1997 و 2000)، گرجستان (2003)، اوكراين (2004) و قرقيزستان (2005) ادامه مييابد.
انقلابهاي رنگي بستري را براي دگرگوني در ساخت سياسي جوامع فراهم ميسازند و به تغيير وضع موجود منجر ميشوند؛ از اين رو ابزاري براي تحول بنيادين سياسي محسوب ميشوند. نکتهاي که موجبات توجه مضاعف به موضوع انقلابهاي رنگي را فراهم ساخته است مربوط به تلاشي است که براي تبديل آن به الگوي تغيير سياسي در کشورهاي در حال گذار صورت مي گيرد.
در نظام بينالملل کشورهايي هستند که پس از چند دهه تجربه تحولات سياسي خاص، در حال تغيير و ورود به شرايط سياسي جديدي هستند. تحقق انقلابهاي رنگي در اين کشورها ميتواند تحول سياسي در اين جوامع را در مسيري خاص که عمدتاً مبتني و متکي بر ارزشهاي ليبرال و نظامهاي دمکراسي غربي است، هدايت کند.
واژه شناسي
انقلاب رنگی یا انقلاب مخملی یا انقلاب گلی نوعی دگرگونی بدون خونریزی است که آن را برای نخستین بار «واسلاو هاول» رئیس جمهور پیشین چک که در آن زمان رهبر مخالفان این کشور بود ، بر سر زبانها انداخت.
ویژگیها
تمامی دگرگونیهای سیاسی که از آنها با نام انقلابهای رنگین یاد میشود ،واجد ویژگیهای پیوسته و همگون در علل و شکل تحولات میباشند ،نظیر:
1. همگی آنها به جز قرقیزستان بدون استفاده از ابزارهای خشونتآمیز و طی راهپیمایی خیابانی به پیروزی رسیدند.
2. تمامی این تحرکات با شعارهایی مبتنی بر دموکراسی خواهی و لیبرالیسم انجام گرفتند.
3. دلیل اصلی وقوع انقلاب وجود خصوصیاتی چون فقدان چرخش نخبگان ،ناکارآمدی در حل مشکلات عمومی و عدم مقبولیت عمومی حکومت وقت بود و جرقه انقلاب به دنبال بروز خطایی از سوی حکومت ،نظیر تقلب در انتخابات روشن شده بود.
4. نقش دانشجويان و نهادهاي غيردولتي (NGO) در بروز آنها پر رنگ بود.
5. تحركات انقلابي به طور مستقيم يا غيرمستقيم مورد حمايت آمريكا و اروپاي غربي بود. شايد بتوان گفت كه انقلابهاي رنگين و مخملين، جنگ سرد جديد و غير ايدئولوژيكي بود كه در راستاي راهبرد جهاني آمريكا براي پر كردن خلاء قدرت شوروي سابق در اروپاي مركزي و شرقي، آسيا مركزي و قفقاز و از ميان برداشتن موانع هژموني آمريكا عملياتي شد.
انقلابهای رنگی
-
انقلاب پنجم اکتبر ،در ۵ اکتبر ۲۰۰۰ (میلادی) اسلودان میلوشوویچ رئیس جمهور وقت صربستان در میان تظاهرات و اعتراضات صدها هزار نفر در بلگراد مجبور به استعفا شد.
-
انقلاب گل رز:پس از تقلب گسترده در انتخابات پارلمانی گرجستان در سال ۲۰۰۳ (میلادی)،اعتراضات عمده مخالفین ادوآرد شواردنادزه به رهبری میخاییل ساکاشویلی آغاز شد و در ۲۳ نوامبر همان سال منجر به کنارهگیری شواردنادزه از قدرت و آغاز حکومت ساکاشویلی (بالقب دن کیشوت گرجستان) شد.
-
انقلاب نارنجی:مسموم شدن ویکتور یوشچنکو در جریان مبارزات انتخاباتی چهارمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اوکراین در سال ۲۰۰۴ (میلادی) و احتمال دست داشتن ویکتور یانوکوویچ رقیب سرسخت یوشچنکو در این قضیه آتش انقلاب نارنجی اوکراین را برافروخت ،پس از ۶ روز نظاهرات حامیان یوشچنکو پارلمان این کشور نتیجه انتخابات را (که یانوکوویچ نامزد مورد حمایت روسیه را برنده اعلام میکرد) مخدوش و ملغا اعلام کرد و با برگزاری دوباره انتخابات ویکتور یوشچنکو با کسب ۵۲ درصد آرا قدرت را در دست گرفت.
-
انقلاب گل لاله: انتخابات پارلمانی ۲۷ فوریه ۲۰۰۵ (میلادی) در قرقیزستان پس از تعطیلی برخی روزنامهها و ایستگاههای رادیویی مخالفین انجام گرفت که در جریان آن حامیان عسگر آقایف به پیروزی چشمگیر و قاطعی دست یافتند ،در پایان دور دوم رایگیری در ۱۳ مارس سازمان امنیت و همکاری اروپا روند انتخابات را با نقایص فراوان توصیف کرد در حالی که سازمان دولتهای همسود (نزدیک به روسیه) رای گیری را آزادانه خواند. نخستین اعتراضات به روند برگزاری انتخابات از شهرهای جنوبی کشور آغاز شد ، ۲۱ مارس ۲۰۰۵ آقایف تحت فشار افکار عمومی دستور بررسی تخلفات احتمالی را صادر کرد و در روز ۲۴ مارس در جریان نخستین راهپیمایی بزرگ مردمی در بیشکک (پایتخت) ،دولت با حمله مردم به ساختمان اصلیاش سرنگون شد و آقایف به همراه خانوادهاش با یک بالگرد به قزاقستان و سپس به روسیه گریختند و انقلاب گل لاله که به واسطه وقوعاش در فصل بهار این عنوان را بر خود داشت به پیروزی رسید.
نهادها و شخصيت هاي فعال در زمينه ايجاد انقلاب هاي رنگي
بنيادهايي که براي تحقق چنين انقلابهايي فعاليت دارند عبارتند از:
بنياد سوروس، بنياد جامعه باز، بنياد ملي دموکراسي، بنياد کارنگي و بنياد ويلسون.
افراد و شخصيتهايي که با اين گونه انقلابها مرتبط بودهاند نيز عبارتند از:
جرج سوروس، اندرو کارنگي، اسلوبدان ميلوسوويچ، ويکتور يوشچنکو، ويکتور يانوکوويچ، ادوارد شواردنادزه، ميخاييل ساکاشويلي، عسگر آقايف، قورمان بيک باقيف.
بنياد سوروس
بنياد سوروس، با نام اصلي بنياد جامعه باز متعلق به يک يهودي ميلياردر به نام "جرج سوروس" ميباشد. وي يك يهودي مجاري تبار آمريكايي است كه سالهاي متمادي با تشكيل يك شركت سرمايهگذاري و يك سازمان مطالعاتي حقوق بشر، به انجام اموري چندمنظوره مبادرت كرده است. هدف اين مؤسسه، آن طور که خود عنوان ميکند ايجاد و حفظ ساختارها و نهادهاي جامعه باز است. خود مؤسسه و رسانههاي غربي، فعاليت بنياد مذکور را از کمک انساندوستانه گرفته تا بهداشت عمومي و رعايت حقوق بشر و اصلاحات اقتصادي عنوان ميکنند، ولي عدهاي به خاطر دست داشتن اين مؤسسه در انقلابهاي رنگي، هدف اين مؤسسه را براندازي نرم و خاموش کشورهاي مختلف ميدانند. سوروس در بيش از ۳۰ کشور جهان از جمله جمهوريهاي آذربايجان، ارمنستان، ازبکستان، اوکراين، تاجيکستان، روسيه، گرجستان، قرقيزستان، قزاقستان و مولداوي داراي نمايندگيهاي فعال است. بنياد سوروس با فعال کردن مراکز مطالعاتي در کشورهاي مختلف و سپس با ارزيابي مخالفان دولت مرکزي و حمايت از مطبوعات مخالف دولت، زمينه را براي انقلابي آرام و به شکست کشاندن دولت و يا حکومت فراهم مينموده است. عمدهترين فعاليت اين بنياد در حوزه کشورهاي آسياي ميانه و قفقاز است.
بنياد سوروس از مؤسسات و مراكزي كه به دنبال ايجاد «نافرماني مدني» در جمهوري اسلامي ايران هستند، حمايت ميكند. اين بنياد در پي تحركاتي براي ايجاد انقلاب رنگي در ايران با واسطه افرادي چون هاله اسفندياري، کيان تاجبخش و رامين جهانبگلو بود. مهمترين مورد آن، حمايت و پشتيباني بنياد سوروس از مركز آمريكايي "ويلسون" است كه «هاله اسفندياري» از مديران بخش خاورميانهاي آن ميباشد. طبق اعتراف اسفندياري، بنياد سوروس با حمايت از برنامه خاورميانهاي مركز ويلسون، به دنبال ايجاد يك شبكه ارتباط غير رسمي در ايران در جهت عملي نمودن اهداف براندازي نرم بوده است.
کيان تاجبخش مدير و نماينده بنياد آمريكايي سوروس در ايران اجرايي كردن اهداف بنياد سوروس را از طريق راهاندازي كارگاههاي مطالعاتي با حضور دانشجويان و جوانان و تدريس اصول و مباني شبكهسازي اجتماعي به مثابه اصليترين مبناي براندازي نرم حكومتها دنبال نموده است. وي از سال 1383 با حضور در كلاسهاي "جامعهشناسي شهري" پيرامون كيفيت "شبكهسازي اجتماعي" در مقام يك "سرمايه اجتماعي" سخنراني كرده است. "كيان تاجبخش" با چاپ كتاب "سرمايه اجتماعي اعتماد، دموكراسي و توسعه" در مهرماه 1385 كه يك نظرية اجتماعي و استراتژيك و الگويي ساختاري را براي سرمايههاي پنهان براندازي نرم صورتبندي ميكند، نسخه ايراني انديشههاي براندازانه فرانسيس فوكوياما را در اين حوزه به ادبيات شبه روشنفكري ايران وارد كرده است. همگام با طرح "شبكهسازي" و "نهادسازي" اجتماعي بنياد جرج سوروس يهودي در ايران، "كيان تاجبخش" حضوري پررمز و راز در حلقههاي فرهنگي و هنري نيز دارد. از اظهارنظرهاي عجولانه و تند مقامات كاخ سفيد و رسانههاي متعلق به آنها به نظر ميرسد كه اين روزها، زمان تعيينكنندهاي براي جريان حامي براندازي نرم جمهوري اسلامي ايران بوده است. خشم مقامات آمريكايي از دستگيري حلقههاي زنجيره بنياد سوروس در ايران نشان ميدهد كه دولت جمهوري اسلامي ايران، نقطه اميد ايالات متحده را كه موفقيت تمام سياستهايش (از قبيل ايجاد فشار رواني بر مردم و القاي ناكارآمدي دولت، خالي كردن صحنه از حضور مردم در بحث هستهاي، بزرگنمايي مشكلات معيشتي مردم و تحقير نمودن دستاوردهاي اقتصادي، جنجالآفرينيهاي صنفي در دانشجويان، معلمان، كارگران و زنان و القاي وجود مشكلات دهشتناك حقوق بشري) معطوف به آن شده بود، كور كرده است؛ چرا كه هركدام از اين موارد نياز به وجود شبكهسازيهاي اجتماعي و حمايتهاي كلان مالي از آنها داشته است.
بنیاد سوروس در انقلاب مخملی (Rose Revolution) گرجستان، نقش مهمی را ایفا کرد. در گرجستان با صرف ۲۰ میلیون دلار به حمایت از مخالفین شوارد نادزه (Shevardnadze) برخاست.
اهداف انقلاب رنگي
اهداف آمريكا از ساماندهي انقلابهاي رنگين در كشورهاي هدف:
- تسلط بر مناطق ژئوپلتيكي و ژئواستراتژيكي
- كنترل شريان انتقال انرژي و جلوگيري از تسليحاتي شدن آن.
- حذف و يا مهار نظامهاي چالشگر و موانع نظم هژمونيك امريكا.
- ممانعت از ايجاد اتحاديههاي نظامي و امنيتي در آسيا، خاورميانه و آسياي مركزي.
- همسو نمودن كشورهاي هدف با سياستهاي آمريكا.
- فرصت سازي اقتصادي براي آمريكا.
لازمه مقابله با اين پروژه در کشورهاي هدف در شناخت طرحها و تدابير بازيگران غربي، تلاش براي برطرف ساختن واقعي مشکلات و نارساييهاي داخلي در حوزههاي مختلف جهت جلوگيري از مانور حاميان غربي انقلابهاي رنگي درخصوص آنها مي داند.
تحرکات براي انقلاب مخملي در ايران
تحرکات براي تحقق انقلاب رنگي در کشورهاي ديگر به ويژه کشورهاي خاورميانه وجود دارد. يکي از کشورهاي هدف انقلاب رنگي، کشور لبنان است که زمينهسازي براي انقلاب رنگي در لبنان همزمان با فشار بر سوريه براي خروج از اين کشور بوده است. اين انقلاب با عنوان «انقلاب سرو» ناميده شده است. يکي ديگر از کشورهاي هدف، ايران است. اين پروژه براي انتخابات رياست جمهوري نهم در دستور كار قرار گرفت، اما شكاف عظيم جناح افراطي با بدنه اجتماعي و عدم اطلاع از اين ظرفيت موجب بي اعتنايي جامعه به اين اقدامات و در نتيجه ناكامي اين پروژه شد.
رخداد انقلابهای رنگی در کشورهای آسیای میانه به شدت دستگاه اطلاعاتی و تبلیغانی حکومت ایران را حساس کرده و نسبت به زیر نظر گرفتن فعالیتهای مسالمت آمیز در سطح جامعه برانگیختهاست. حکومت ایران طی سالهای گذشته بررسي هاي زيادي در باره ايرانيان مقيم خارج که با داخل ارتباط داشتهاند صورت داده و برخي از آنان را به اتهام تلاش برای انقلاب مخملی محاکمه کردهاست. هاله اسفندیاری ، کیان تاجبخش ، رامین جهانبگلو ، برادران علایی و... از جمله افرادی بودند که به اتهام تلاش برای راه اندازی انقلاب مخملی بازداشت و پس از حاضر شدن در برابر دوربینهای صداو سیما و بیان اعترافات آزاد شدند. صداو سیمای جمهوری اسلامی دراين خصوص برنامهای با عنوان «به نام دموکراسی» پخش کرد.
روند انقلاب مخملین ایران معروف به " جنبش سبز" در انتخابات دهم ریاست جمهوری
1- شروع هدف گذاري ها مدت ها قبل از انتخابات نهم رياست جمهوري
2- مشاركت كنندگان شامل گروه افراطي اصلاح طلبان ، برخي سران درجه اول كشور ، انگلستان ، آمريكا و عوامل نفوذي اسرائيل
3- هدف: تغيير نظام ولايت مدار (رهبري) و جمهوري اسلامي به جمهوري اسلامي با گرايش ليبراليستي كه در بهترين حالت حذف رهبري و در بدترين حالت ايجاد شوراي رهبري و يا رهبر دست نشانده ( در اينجا سعي مي شود كه از افراد خاص و به احتمال قوي دخيل در اين مسائل نام برده نشود.)
4- برنامه اول : اصلاحطلبان مي بايست در انتخابات نهم به پيروزي مي رسيدند.
نتايج برنامه اول: دور اول انتخابات با شركت چهار نامزد اصلاحاتي و سه نامزد اصولگرا شروع شد. در جبهه اصولگرايان آقايان لاريجاني، قاليباف و احمدي نژاد حضور داشتند. آقاي لاريجاني به دليل ذهنيت مردم از صدا و سيما و تنگناهاي موجود در رسانه ملي در طول رياست وي بر سازمان صدا و سيما عملا عدم پيروزي وي در انتخابات مشهود بود. قاليباف با تاثيراتي كه در طول مدت رياست وي نيروي انتظامي و تغيير در رفتار سركوب گرايانه نيرو هاي انتظامي و ايجاد بينش " پليس در كنار مردم " به جاي محتواي واقعي "پليس در برابر مردم" توانست وجهه قابل قبولي در بين اقشار مردم ، مخصوصا در تهران و برخي شهر هاي بزرگ به دست آورد و صد البته كه برخي از نيروهاي بسيج و سپاه نيز به دليل سوابق وي در فرماندهي سپاه همراه او بودند. در سوي ديگر دكتر محمود احمد نژاد با سوابقي نه به اهميت دو نفر ديگر در اين انتخابات حضور يافت. او كه از دو سال قبل شهردار تهران شده بود با فعاليت هاي بي سابقه توانسته بود خيلي از مشكلات شهري را در كمترين مدت حل نمايد. از آن جمله با حذف برخي قوانين دست و پا گير ساخت و ساز و كاهش نسبي ترافيك شهري و همچنين جلو گيري قاطع از تخريب معابر توسط سازمانهاي ديگر كه قبلا عادت كرده بودند كه بعد از هر اصلاحي در خيابان ها و كوچه ها توسط شهرداري اقدام به تخريب و كندن معابر جهت نصب سيم تلفن، لوكه كشي گاز، آب ، فاضلاب و غيره بنمايند. ضمن اينكه وي در طول حضور دو ساله اش در شهرداري تهران از دريافت حقوق امتناع ورزيده و تنها به حقوق تدريس در دانشگاه بسنده نموده بود. وي عادت رشوه گيري در شهرداري ها را با انتخاب افراد پاك دست به حد صفر رساند . تمامي اين مسائل در زماني اتفاق افتاد كه ملت بعد از سالها تجربه در مشكلات مديريتي ، گسترش شديد رشوه خواري در سازمانهاي مختلف مخصوصا در شهرداري ها و بسياري ناهنجاري هاي مديريتي ديگر بغض در گلو داشتند ، حال شاهد مديري سخت كوش و صالح بودند كه به راحتي مي توانستند مشكلات خود را حضورا به اطلاع وي برسانند و جواب آنرا نيز دريافت نمايند. در طول تبليغات انتخاباتي ساير مردم كشور نيز با ويژگي هاي چنين فردي آشنا شدند. در اين زمان شايد بتوان گفت كه بيشترين درد ملت درد مفسدان اقتصادي و دولتي بود كه در طول شانزده سال قبل و مخصوصا در چهار سال اخير آن دوران به اوج خود رسيده بود. بي بند و باري ها نيز كه از حد گذشته و جوانان مردم ديني را به كام خود كشيده و يا مي كشيد. با اين وضع تنها شعار موثر در انتخابات شعار " عدالت محوري" و "مبارزه با فساد" از زبان كسي بود كه سابقه او مظهر اين واژه ها باشد. (ميزان راي نسبتا خوب آقاي توكلي در انتخابات قبل با شعار مبارزه با فساد، دليلي بر همين مطلب مي باشد.) با اين حال كارشناسان به دليل سوابق كم سياسي و مديريتي احمدي نژاد امكاني براي پيروزي او قائل نبودند و لذا تبليغات شديدي نيز بر عليه او وجود نداشت. و همين عامل باعث پيشرفت و نفوذ بي مانع او در درون ملت گرديد. در اين گروه محتمل ترين فرد قاليباف بود.
در سوي ديگر جناح اصلاح طلبان با حضور هاشمي رفسنجاني ، كروبي ، معين و مهرعليزاده به ميدان آمدند. عضو اصلي اين گروه كه بيشترين امكان پيروزي به دليل سوابق، قدرت مالي و ميزان نفوذ در بدنه دولت و اكثر نهاد هاي كشوري به او داده مي شد هاشمي رفسنجاني بود. او كه در انتخابات مجلس شكست شديدي خورده بود براي جبران اين شكست و همچنين ... با تمام قوا پا به عرضه رقابت گذاشت.
هر چند كه مصطفي معين به عنوان وزير دوران اصلاحات مورد حمايت طيف خاتمي بود و همين امر باعث دريافت راي چهار مليوني براي او شد ولي سخراني هاي تبليغاتي او در صدا و سيما نتوانست مردم را به خود جذب نمايد. كروبي نيز كه با وعده هفتاد هزار تومان معروف به صحنه آمده بود با نفوذ در اقليت هاي مذهبي و قومي مخصوصا در غرب و جنوب كشور توانست راي پنج مليوني براي خود جمع آوري نمايد و رقابت خوبي از حيث نتيجه را انجام دهد.
مهرعليزاده نماينده ديگر طيف خاتمي نيز با تاكيد بر اصلاحات، وارد رقابت شد و توانست بيشترين راي آذري زبانان را به دست آورد.
مردم خسته از دوران سازندگي و شعار هاي پوچ و انحرافات اخلاقي ناشي از جريانات اصلاحات ديگر اعتمادي به نامزدين انتخابات و شعار هاي آنان ندارند ولي با هجمه تبليغات صدا و سيما براي تشويق مردم به راي دادن آنها تصميم به انتخاب نامزد خود نه با معيار سياسي كه با معيار جغرافيایي مي نمايند. به نحوي كه طبق آمار به جز آقای معین، همه نامزدها در استانی که زادگاه و يا خاستگاه سیاسی شان بوده است، نفر اول مي شوند.
هاشمی در کرمان، احمدی نژاد در سمنان، کروبی در لرستان، قالیباف در خراسان رضوی، لاریجانی در مازندران و مهرعلیزاده در آذربایجان شرقی. تنها استثنا در این میان مصطفی معین است که نه تنها در استان اصفهان مقامی بهتر از پنجمی به دست نیاورده، بلکه در شهر نجف آباد نیز – پس از احمدی نژاد - نفر دوم شده است. در واقع رای مردم ایران با اختلاف کمی بین هر پنج نامزد پخش شد و هاشمي و احمدي نژاد در عين ناباوري و با اختلاف كمي از سايرين به دور دوم راه يافتند.
در اين جا بود كه احمدي نژاد و شعار هايش به عنوان خطر جدي براي كانديداي رقيب و اصلاحات تلقي شد و به اين ترتيب احمدي نژاد در نوك پيكان انواع تهمت ها، تهديد ها ، توهين ها و تخريب ها قرار گرفت. دقيقا همين امر نيز باعث مطرح شدن هرچه بيشتر احمدي نژاد و عقايد مفسده ستيزي و عدالت گرايي او در بين عموم ملت كه اقشار كم بضاعت و ظلم ديده جامعه را تشكيل مي داد ، در برابر زياده طلبان و قدرتمداران جامعه گرديد. تاخت هاي بي باكانه احمدي نژاد بر اين قدرتمداراني كه تا به آن زمان خط قرمزي قلمرو آنها را مشخص ميكرد، باور و شوق مردم را برانگيخت و او را به عنوان رييس دولت نهم انتخاب كردند. تلاشهايي كه سالها براي رسيدن به هدف انجام شده بود و قرار بود ميوه آن پس از انتخابات نهم چيده شود ، اكنون با اذعان صريح احمدي نژاد به ولايت مداري و خدمت به ملت و حائل شدن در برابر تيرهايي كه به طرف رهبري شليك مي شدند، از بين رفت.
6- اختلافات بين گروهي شكست خوردگان كنار گذاشته شده و تماما در داخل جبهه متحد اصلاحات آرايش سياسي ميگيرند. ديگر فرصتي باقي نمانده و بايستي اقدامي اساسي انجام گيرد و كار يكسره شود. دولت به عنوان تنها ديوار حائل رهبريت بايستي در انتخابات بعدي راي نمي آورد. لذا تمام تلاشها براي كوبيدن دولت شروع شد. (شايد از جمله عوامل برانگيزاننده جبهه اصلاحات به برخورد سريع با مسئله و قبل از انتخابات يازدهم، اقدام احمدي نژاد به خارج نمودن افراد وابسته به جناحها از بدنه دولت و عملا كوتاه كردن دست قدرتمداران از دولت بود.)
عمليلات شروع مي شود. بالاترين مقامات در پشت مهمترين تريبونها عملكردهاي دولت را به چالش كشيده و دربين مردم القاي شرايط ويژه و بحراني ميكنند. دولت به بهانه هاي مختلف مورد تاخت و تاز تهمت ها و آمار سازي ها قرار ميگردد. اين كار چهار سال تمام با تعامل مخالفين داخلي و خارجي و همجمه رسانه هاي آنها انجام ميگيرد.
7- جهت بازپس گرفتن قدرت دو سري طرح آماده شد. طرح اول تلاش براي پيروزي قاطعانه در انتخابات دهم بود و طرح دوم اجراي پروژه انقلاب رنگين در صورت عدم پيروزي در انتخابات بود.
7- همزمان با اجراي طرح اول طرح ريزي براي اجراي يك انقلاب رنگين در صورت عدم پيروزي نيز انجام ميشود. و آموزش هاي لازمه تحت عناوين مختلف به افراد داده مي شود. يارگيري ها انجام ميشود.
8- خاتمي به عنوان كانديداي اصلي براي انتخابات بعدي در نظر گرفته مي شود . از آنجايي كه او سيد است راي به رنگ سبز به عنوان نماد انقلاب جديد داده مي شود.
9- در راستاي اجراي طرح اول، مثلث خاتمي – كروبي – رضايي تشكيل مي شود. از آنجايي كه كروبي در انتخابات قبل حدود پنج مليون راي داشت گزينه خوبي براي اين مثلث به شمار مي رفت. او با نفوذي كه در بين اقليت مذهبي و برخي قوميت ها داشت، مقرر بود تا پس از جلب نظر مجدد اين آراء با خروج از رقابت، حاميانش را تشويق به حمايت از خاتمي بنمايد. رضايي هم بايستي در رقابت مي ماند و راي قشر حامي اصولگرايان يعني بسيج و سپاه را مي شكست.
10- نظر سنجي هايي كه از ماهها قبل انجام مي شد نشان داده بود كه عدم عمل به وعده ها و همچنين افزايش اختلافات طبقاتي و ناهنجاري هاي اخلاقي-اجتماعي باعث مي شود كه خاتمي نتواند راي بسيار بالايي بياورد. لذا ميرحسين موسوي جهت شركت در انتخابات وارد عرصه مي شود و خاتمي به نفع او كنار مي كشد. به اين ترتيب تلاش مي شود مير حسين موسوي ضمن برخورداري از آراء خاتمي، برخي از آراء نسل اول انقلاب و دوران جنگ را نيز به خود اختصاص داده و با حداكثر آراء پيروز ميدان شود.
11- همين نظر سنجي ها نشان مي داد كه احمدي نژاد به جهت نزديكي با مردم و اجراي خواسته هاي بحق آنها راي بسيار بالايي را در بين آحاد ملت دارا مي باشد. لذا گزينه دومي نيز طرح گرديد. آنچه كه به عنوان طرح دوم و در صورت عدم پيروزي در انتخابات مي بايست اجرا مي شد، پروژه انقلاب رنگين بود كه تنها تعدادي كمي از جبهه اصلاحات از كليت و چند و چون آن اطلاع داشتند.
* رهبريت با درك وضعيت موجود به كردستان سفرميكند تا مردم اين استان كه در انتخابات قبل كمترين درصد مشاركت (37%) را داشتند به مشاركت بيشتر دعوت نمايد. البته در اين بين يكي از فاكتورهاي اخذ راي در اين استان كه با ايراد سخنان تفرقه آميز توسط يكي از كانديداها در دور قبل و درنتيجه افزايش آراء به نفع خودش شده بود را در اين دوره خنثي شد. حمايت رهبري نيز عملا با اعلام معيارهاي انتخاب كانديداي اصلح از دولت نهم اعلام و به گوش همه مردم ايران رسانيده شد.
12- كمي مانده به شروع انتخابات مشكلات در بين سردمداران جبهه اصلاحات به وجود مي آيد. كه احتملا اين اختلاف ناشي از عدم اجماع در نحوه تقسيم قدرت بعد از پيروزي مي باشد. لذا زمانيكه طبق طرح از كروبي خواسته مي شود كه ميدان را به نفع موسوي ترك كند، او از اين كار سر باز مي زند. رضايي هم كه طبق طرح قرار بود تا آخر باشد.
13- با وجود نظر سنجي ها و مشخص شدن رغبت مردم به احمدي نژاد، اجراي طرح دوم قوت مي گيرد. به اين منظور و جهت آماده سازي شرايط ذهنيتي اجتماع ، همانند دور نهم احمدي نژاد مورد شديدترين تهمت ها واقع مي شود. در تمام رسانه هاي اصلاحاتي و همچنين در تمامي اعلاميه ها از احمدي نژاد و دولت او به عنوان " دولت دروغگو " سخن رانده مي شود. با استفاده از آمار هاي ساختگي از منابع معاند و يا خود ساخته، فعاليت هاي دولت در اذهان عمومي به چالش كشيده ميشود. افزايش قيمت گوشت ، پنير و حبوبات كه جزو مصارف عادي و روزمره ملت است به عنوان سنبل قابل احساس تورم در جهت حمله به دولت در همه جا الم مي شود. اين روش با پشتيباني رسانه هاي خارجي و ماهواره اي مخصوصا در بين اقشار تحصيل كرده و دانشگاهي به سرعت گسترش مي يابد. به نحوي كه چند روز پس از شروع تبليغات انتخاباتي، باعث سقوط حدود ده درصدي آراء احمدي نژاد نسبت به قبل از شروع تبليغات ميگردد.
13- تجمعات خياباني با مچ بند و پوشش هاي سبز رنگ و با شعارهاي " ما دولت دروغگو نمي خواهيم" شور و شوق ظاهري براي جواناني كه تا به حال شاهد چنين واكنش هايي در اجتماع اشان نبودند را ايجاد مي كند. حال آنكه در باطن فضا را براي شورشهاي بعد از انتخابات آماده ميكرد. البته استفاده از عوامل ناشي از مسائل جنسيتي در ميان جوانان را نبايد ناديده گرفت.
14- تجزيه مردم به دو گروه "موج سبزي" و "احمدي نژادي" شروع مي شود. و يارگيري ها كامل تر مي گردد.
15- بعد از مناظره معروف احمدي نژاد و موسوي كه به صورت فاحش چرخش مجدد نظرات به سمت احمدي نژاد را درپي داشت ، شكست اصلاحات كاملا تداعي شد و اجراي طرح دوم كاملا يقين شد. با اين وصف درست قبل از انتخابات شاعبه تقلب در انتخابات و ماجراي " خودكارها و تغيير راي در مساجد " با پيامك براي همه ارسال شد.
16- شب انتخابات و قبل از اتمام شمارش آراء و درحاليكه آراء شمرده شده حاكي از جلو بودن احمدي نژاد با اختلاف زياد از ديگران داشت، موسوي اقدام به برگزاري نشستي با خبرنگاران نموده و پيروزي خود را به همه اعلام ميكند.
17- پس از مشخص شدن وضعيت شمارش آراء، جبهه اصلاحات با بيان اينكه تقلب گسترده در انتخابات صورت گرفته ، اقدام به دعوت براي شورش و تظاهرات خياباني مي نمايد. قرار بود تظاهرات در تمام شهرها به صورت آرام و تا زمانيكه دولت ساقط و انتخابات مجدد برگزار گردد ، ادامه پيدا كند و درصورت عدم لغو انتخابات اين تظاهرات به صورت مرحله به مرحله تشديد پيدا كند. ولي با سوء استفاده برخي افراد شرور و نفوذي و اقدام به دزدي اموال مردم و ايجاد نا آرامي و به دنبال آن برخورد پليس با اين افراد و سوژه پردازي رسانه هاي بيگانه از اين اقدامات ، اعتراضات قبل از موعد مقرر تشديد پيدا ميكند. با ورود لباس شخصي ها و حمله برخي معاندين به پايگاه بسيج و در نهايت كشته شدن چند نفر موقعيت به نقطه بحراني خود مي رسد. مقامات و مسئولين مختلف از طرف مقابل به انحاء مختلف درخواست توقف اعتراضات غيرقانوني و يا حداقل محكوم نمودن حوادث اخير از طرف جبهه اصلاحات را مي نمايند ولي حاصلي ندارد.
18- نيروي هاي انتظامي و امنيتي به همراه لباس شخصي ها گسترش اعتراض ها درشهرهاي مختلف را عملا خاموش مي نمايند. پس براي ادامه تظاهرات نياز به انگیزه ای جهت روشن كردن مجدد اين اعتراض ها عنوان مي شود.
19- درطي تظاهرات چندين نفرديگر كشته مي شوند ولي عملا اعتراضات خاصي را در پي ندارد. شايد مهمترين عامل كنترل اعتراضات، كنترل ارتباطات پيامكي و اينترنتي و در ادامه آن سوق دادن اذهان عمومي به تمايلات نظام به وسيله رسانه هاي ملي بود. پس نياز به عامل بهتري احساس مي شد كه بتواند احساسات مردم را درگير نمايد. اينجاست كه با يك برنامه ريزي، فردي به عنوان قرباني انتخاب مي شود و قبل و بعد از كشته شدن از وي فيلم تهيه مي شود كه بلافاصله در بوق رسانه هاي ارتباط جمعي دميده مي شود. قرباني فردي به اسم "ندا آقا سلطان" است. ولي تنها تاثير قرباني در افكار ايرانيان خارج از ايران بوده و در ايران هيچ پيامدي را به دنبال ندارد. از طرفي مرگ مايكل جكسون، ستاره موسيقي پاپ آمريكا، در اين بين باران رحمتي براي نظام شد چراكه افكار ديگر كشور ها مخصوصا كشورهاي اروپايي به اين سمت گرايش يافته و شدت گسترش حوادث داخلي ايران در رسانه هاي جهان را به يكباره فرو مي نشاند.
20- ديگر پس از گذشت نزديك به يكماه انقلاب مخملين در نطفه عقيم مانده و ياراي رشد ندارد.
21- طرحي نو بايستي در انداخت.
در باره اين طرح در پست هاي بعدي سخن خواهد رفت.
* آنچه كه بيشترين تاثير در عدم رشد و تكامل انقلاب مخملين داشت چه بود؟
بي شك اگر نبود اختلاف 11 ميليوني راي احمدي نژاد با موسوي، با حجم تبليغات سنگيني كه عليه دولت اعمال شده بود و او را دولت دروغگو معرفي كرده بود، حتي اختلاف دو مليوني هم نمي توانست به اين زودی ها نا آرامي ها را بخواباند و چه بسا ...
پس در درجه اول خود احمدي نژاد و تلاشهاي بي وقفه او و يارانش در طول چهار سال عامل پيروزي او ، انقلاب و رهبريت مي باشد.
در درجه دوم تلاشهاي رهبري محترم كشور در به اجماع رساندن اكثريت آراء مردم و جلوگيري از نفاق در سخراني هاي قبل انتخابات و همچنين با سخراني تاريخي در نماز جمعه بعد از انتخابات توانست بخش عظيمي از توطئه ها را خنثي نمايد.
در درجه سوم نيروهاي اطلاعاتي و سازمان صدا و سيما جزو مهمترين عوامل عدم پيروزي انقلاب سبز بود كه تماما درخور سپاس و قدرداني مي باشد.
تهيه و تنظيم از: خسرو چولچي
تيرماه 1388
مطالب مرتبط: سفرهای خاتمی در زمان انتخابات -
اعترافات در دادگاه: (این لینکها پس از برگذاری دادگاه علنی متهمان آشوبها در زمان انتخاباتها به این مقاله افزوده شده اند.)
* فعاليت مهدي هاشمي در آشوبهاي خياباني * ابطحي:هاشمي قصد انتقام از احمدينژاد و رهبري را داشت
* افسر اطلاعات ارتش اسرائيل تأکيد داشت افکار سروش در ايران ترويج شود * بازوهاي كودتاي مخملي در ايران
* ميدلايست عربی:ابطحي متحدانش را بر زمين زد * انبارلويي: اقدامات موسوي موجب شده که رجوي از وي حمايت کند
* ارتباط مستمر سفارت انگليس با ستاد موسوي و كروبي/ عطريانفر، ليلاز و شمسالواعظين از مرتبطين مهم
* خشم انگليسي ها از اعترافات کارمندشان در تهران و يک ادعاي جالب
* هدفمان ضربه به نظام و ايجاد پادشاهي در ايران بود (راه اندازي سايت "راي من کجاست"براي القاي تقلب)
* جملات طلایی متهمان کودتای مخملی در دادگاه * خاتمي از سال 85 با سوروس ديدار و ارتباط مستمر داشته است
* حجاريان: بخاطر انحرافات و خسارتهايي كه به مردم زديم از حزب مشاركت استعفا مي كنم
* نقش "مهدي هاشمي" و "جاسبي" در اغتشاشات
سایر مطالب مرتبط:
* نگرانی سرکرده منافقین براي"سلامتي موسوي" * اظهارات رييس مرکز دکترينال امنيت بدون مرز در باره پروژه " آژاکس 2"
* هزينه 400 هزار دلاري کروبي براي تاسيس شبکه * ویژگیهای مشترک انقلابهای گل رز، نارنجی و لالهای چیست؟
* جورج سوروس:خاتمي به من گفت با حکومت مذهبي نميتوان به دمکراسي دست يافت
* افشاي ديدار خاتمي و سوروس عليرغم حاشا كردن دفتر خاتمي