* درعلم مدیریت، موفقيت مدير را بر اساس پيشرفت مادي و اقتصادي مجموعه تحت مديريتش مي‌سنجند، در ايران موفقيت يك مدير را نمي‌سنجند، خود مدير بودن نشانه‌اي از موفقيت محسوب مي‌شود!

* معمولا در همه جا مديران و روسا بعضي وقت‌ها استعفا مي‌دهند، در ايران عشق به خدمت مانع از اين امر مي‌شود!

 * در سازمانها و شرکت های بزرگ افراد از مشاغل پايين شروع مي‌كنند و به تدريج ممكن است ارتقا پيدا كنند، در ايران برخي افراد مادرزادي مدير و رئيس اند و اولين شغل‌شان (در بيست و چند سالگي) مديريت و رياست است!

* در سازمانها و شرکت های موفق براي يك مقام دنبال فرد مناسب مي‌گردند، در ايران براي يك فرد، دنبال مقام مناسب مي‌گردند! و حتي در صورت لزوم يك مقام تازه ساخته مي‌شود!

* در کشورهای پیشرفته كسي كه كارمند ساده است، سه سال بعد ممكن است مدير شود. در ايران كسي كه كارمند ساده است، سه سال بعد هنوز كارمند ساده است، ولي در اين مدت سه بار رئيس‌اش عوض شده!

* در غرب كسي كه خيلي دانش و تجربه داشته باشد و بخواهند از او بيشترين استفاده را ببرند، به سمت مشاوري گماشته مي‌شود. در ايران كسي كه نخواهند ازش استفاده كنند، مشاور مي‌شود!

* در کشور های پیشرفته اگر مدیری از كار بركنار بشود، عذرخواهي مي‌كند و حتی ممكن است محاكمه شود. در ايران بعد از بركناري، طي مراسم باشكوهي از فرد تقدير شده و وي را به مديريت جاي ديگري مي‌گمارند!

* در سیستم مدیریت (ژاپنی) مديران يك اداره كارشان را به صورت گروهي انجام مي‌دهند، اما مستقل از هم استخدام شده يا بركنار مي‌شوند. اما در ايران افراد به صورت گروهي از يك اداره به اداره ديگر جا به جا مي‌شوند، ولي در حين كار هيچ نوع هماهنگي ندارند!

* در دنیا براي استخدام يك رئيس دانشگاه، مثل بقيه مشاغل، در روزنامه‌ها آگهي چاپ مي‌كنند، از بين درخواست‌هاي رسيده با برخي مصاحبه مي‌كنند و سرانجام يكي را انتخاب مي‌كنند. در ايران، براي انتخاب رئيس به افراد مورد نظر تلفن مي‌كنند!

* در سیستم های مدیریتی پیشرفته معمولا زمان پايان كار يك رئيس و شروع كار نفر بعدي از ماه‌ها قبل مشخص است. در ايران، يك رئيس ممكن است خبر بركناري‌اش را همان روز بشنود! یا اینکه برای همیشه رئیس بماند!!  

* در دنیا، همه مي‌دانند درآمد قانوني يك مدیر نسبت به ... زياد است، ولي در ايران مديران و روسا انسان‌هاي ساده‌زيستي هستند كه درآمدشان به كسي ربطي ندارد!

* در انگلستان، شما استاد و رئيس دانشكده را به اسم كوچك صدا مي‌زنيد، در ايران استاد را با لقب‌هايش صدا مي‌زنيد و رئيس را صدا نمي‌زنيد، چون به شما وقت ملاقات نمي‌دهد! البته بقیه را هم باید با پیشوند "مهندس و یا دکتر " صدا بزنی وگرنه ....!!

* در دنیا تجربه و سابقه كار و لیاقت كافي براي تصدي يك مقام لازم است، در ايران مورد اعتماد بودن (پارتی) كفايت مي‌كندو صد البته این افراد مادرزادی، آدم های بالیاقت و متعهدی بوده اند.

* در همه جا اگر مدیری اخراج شود ، مدارک و عملکرد ضعیف او به صورت مستند و اثبات شده می باشد. در ایران اول قرار میگذارند تا مدیری اخراج شود و سپس برایش مدارک جمع میکنند (پاپوش درست می کنند) اگر هم مدرکی پیدا نشد می گوییم فلانی "تعهد کاری" ندارد.