آياتي از سوره القصص

(مواردی که هایلایت شده اند برداشت های شخصی خود من هستند و هیچ استنادی برای آنها وجود ندارد.) 

 

قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (16) قَالَ رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيرًا لِّلْمُجْرِمِينَ (17 ) دعا در قرآن – ازجمله بهترين نذر ها در زمان دعا ، نذر عدم پشتيباني از مجرمين است

[سپس‏] (موسی)عرض كرد: (پروردگارا! من به خويشتن ستم كردم‏؛ مرا ببخش‏!) خداوند او را بخشيد، كه او غفور و رحيم است‏! «16» عرض كرد: (پروردگارا! بشكرانه نعمتى كه به من دادى‏، هرگز پشتيبان مجرمان نخواهم بود!) «17».

 

 فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (21) وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاء مَدْيَنَ قَالَ عَسَى رَبِّي أَن يَهْدِيَنِي سَوَاء السَّبِيلِ (22) دعا در قرآن در هنگام ترس از اینکه از جانب کسی آسیبی به ما رسد. 

موسى از شهر خارج شد در حالى كه ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثه‏اى‏؛ عرض كرد: (پروردگارا! مرا از اين قوم ظالم رهايى بخش‏!) «21» و هنگامى كه متوجّه جانب مدين شد گفت‏: (اميدوارم پروردگارم مرا به راه راست هدايت كند!) «22»

 

فَسَقَى لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ (24)

موسى براى [گوسفندان‏] آن دو آب كشيد؛ سپس رو به سايه آورد و عرض كرد: (پروردگارا! هر خير و نيكى بر من فرستى‏، به آن نيازمندم‏!) «24

 

قُلْ فَأْتُوا بِكِتَابٍ مِّنْ عِندِ اللَّهِ هُوَ أَهْدَى مِنْهُمَا أَتَّبِعْهُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (49)

بگو: (اگر راست مى‏گوييد [كه تورات و قرآن از سوى خدا نيست‏]، كتابى هدايت‏بخش‏تر از اين دو از نزد خدا بياوريد، تا من از آن پيروى كنم‏!) «49»

 

وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ (51) اشاره به نزول تدريجي قرآن و دليل تدريجي بودن آن

ما آيات قرآن را يكى پس از ديگرى براى آنان آورديم شايد متذكّر شوند! «51»

 

وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَا نَبْتَغِي الْجَاهِلِينَ (55)

و هرگاه سخن لغو و بيهوده بشنوند، از آن روى مى‏گردانند و مى‏گويند: (اعمال ما از آن ماست و اعمال شما از آن خودتان‏؛ سلام بر شما [سلام وداع‏]؛ ما خواهان جاهلان نيستيم‏!) «55»

 

وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّهَا رَسُولًا يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَمَا كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرَى إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَالِمُونَ (59) از جمله علل هلاك شدن يك قوم ، ظالم بودن اهل آن قوم است- و از جمله شروط هلاك شدن آنست كه قبلا پيامبري در آن قوم مبعوث شده باشد.

و پروردگار تو هرگز شهرها و آباديها را هلاك نمى‏كرد تا اينكه در كانون آنها پيامبرى مبعوث كند كه آيات ما را بر آنان بخواند؛ و ما هرگز آباديها و شهرها را هلاك نكرديم مگر آنكه اهلش ظالم بودند! «59»

 

أَفَمَن وَعَدْنَاهُ وَعْدًا حَسَنًا فَهُوَ لَاقِيهِ كَمَن مَّتَّعْنَاهُ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ هُوَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِينَ (61)

آيا كسى كه به او وعده نيكو داده‏ايم و به آن خواهد رسيد، همانند كسى است كه متاع زندگى دنيا به او داده‏ايم سپس روز قيامت [براى حساب و جزا] از احضارشدگان خواهد بود؟! «61»

 

قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ النَّهَارَ سَرْمَدًا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ إِلَهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُم بِلَيْلٍ تَسْكُنُونَ فِيهِ أَفَلَا تُبْصِرُونَ (72)

بگو: (به من خبر دهيد اگر خداوند روز را تا قيامت بر شما جاودان كند، كدام معبود غير از خداست كه شبى براى شما بياورد تا در آن آرامش يابيد؟ آيا نمى‏بينيد؟!) «72»

 

تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ (83)

[آرى‏،] اين سراى آخر تو را [تنها] براى كسانى قرارمى‏دهيم كه اراده برترى‏جويى در زمين و فساد را ندارند؛ و عاقبت نيك براى پرهيزگاران است‏! «83»

 

وَمَا كُنتَ تَرْجُو أَن يُلْقَى إِلَيْكَ الْكِتَابُ إِلَّا رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ ظَهِيرًا لِّلْكَافِرِينَ (86) قرآن رحمت خداوندي است و در تضاد با حمايت از كافران است. يا شايد بتوان گفت كه اگر از كافران حمايت كني ، شامل رحمت خدا نمي شوي.

و تو هرگز اميد نداشتى كه اين كتاب آسمانى به تو القا گردد؛ ولى رحمت پروردگارت چنين ايجاب كرد! اكنون كه چنين است‏، هرگز از كافران پشتيبانى مكن‏! «86»