آياتي از سوره شعرا

(مواردی که هایلایت شده اند برداشت های شخصی خود من هستند و هیچ استنادی برای آنها وجود ندارد.) 

 

قَالَ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا إن كُنتُم مُّوقِنِينَ (24) ( چرا گفته نمی شود " پروردگار کل جهان" ؟)

[موسى‏] گفت‏: (پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است‏، اگر اهل يقين هستيد!). «24»

 

قَالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَمَا بَيْنَهُمَا إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ (28)  ( چرا گفته نمی شود " پروردگار کل جهان" ؟)

[موسى‏] گفت‏: (او پروردگار مشرق و مغرب و آنچه ميان آن دو است مى‏باشد، اگر شما عقل و انديشه خود را به كار مى‏گرفتيد!) «28»

 

الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ (78) وَالَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِ (79) وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ (80) وَالَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ (81)وَالَّذِي أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ (82) رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ (83) وَاجْعَل لِّي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ (84) وَاجْعَلْنِي مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ (85) وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ (86) وَلَا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ (87) يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ (88) ( دعا در قرآن)

[ابراهيم گفت‏] همان كسى كه مرا آفريد، و پيوسته راهنمائيم مى‏كند، «78» و كسى كه مرا غذا مى‏دهد و سيراب مى‏نمايد، «79» و هنگامى كه بيمار شوم مرا شفا مى‏دهد، «80» و كسى كه مرا مى‏ميراند و سپس زنده مى‏كند، «81» و كسى كه اميد دارم گناهم را در روز جزا ببخشد! «82» پروردگارا! به من علم و دانش ببخش‏، و مرا به صالحان ملحق كن‏! «83» و براى من در ميان امّتهاى آينده‏، زبان صدق [و ذكر خيرى‏] قرار ده‏! «84» و مرا وارثان بهشت پرنعمت گردان‏! «85» و پدرم [= عمويم‏] را بيامرز، كه او از گمراهان بود! «86» و در آن روز كه مردم برانگيخته مى‏شوند، مرا شرمنده و رسوا مكن‏! «87» در آن روز كه مال و فرزندان سودى نمى‏بخشد، «88»

 

إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ (115) (وظیفه پیامبر فقط انذار کردن است)

[نوح گفت] من تنها انذاركننده‏اى آشكارم‏. «115»

 

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ (191) وَإِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ (192) نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ (193) عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ (194) بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُّبِينٍ (195) وَإِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ (196) أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ آيَةً أَن يَعْلَمَهُ عُلَمَاء بَنِي إِسْرَائِيلَ (197) وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ (198) فَقَرَأَهُ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ (199) كَذَلِكَ سَلَكْنَاهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ (200) لَا يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّى يَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ (201)  (وظیفه پیامبر فقط انذار کردن است)

و پروردگار تو عزيز و رحيم است‏! «191» مسلّماً اين [قرآن‏] از سوى پروردگار جهانيان نازل شده است‏! «192» روح الامين آن را نازل كرده است‏ «193» بر قلب [پاك‏] تو، تا از انذاركنندگان باشى‏! «194» آن را به زبان عربى آشكار [نازل كرد]! «195» و توصيف آن در كتابهاى پيشينيان نيز آمده است‏! «196» آيا همين نشانه براى آنها كافى نيست كه علماى بنى اسرائيل بخوبى از آن آگاهند؟! «197» هرگاه ما آن را بر بعضى از عجم [= غير عرب‏]ها نازل مى‏كرديم‏ «198» و او آن را بر ايشان مى‏خواند، به آن ايمان نمى‏آورند! «199» [آرى‏،] اين گونه [با بيانى رسا] قرآن را در دلهاى مجرمان وارد مى‏كنيم‏! «200» [امّا] به آن ايمان نمى‏آورند تا عذاب دردناك را با چشم خود ببينند! «201»

 

وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُونَ (208)

ما هيچ شهر و ديارى را هلاك نكرديم مگر اينكه انذاركنندگانى [از پيامبران الهى‏] داشتند. «208»

 

وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّيَاطِينُ (210) وَمَا يَنبَغِي لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُونَ (211) إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ (212) ( آیا "شیاطین" با " جنیان " فرق دارند؟)

شياطين و جنيّان [هرگز] اين آيات را نازل نكردند! «210» و براى آنها سزاوار نيست‏؛ و قدرت ندارند! «211» آنها از استراق سمع [و شنيدن اخبار آسمانها] بركنارند! «212»

 

هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَن تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ (221) تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ (222) يُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ (223) ( شیاطین بر درغگویان نازل می شوند تا آنچه را که می شنوند به آنها القا کنند)

آيا به شما خبر دهم كه شياطين بر چه كسى نازل مى‏شوند؟! «221» آنها بر هر دروغگوى گنهكار نازل مى‏گردند؛ «222» آنچه را مى‏شنوند [به ديگران‏] القا مى‏كنند؛ و بيشترشان دروغگو هستند! «223»