آياتي از سوره فرقان

(مواردی که هایلایت شده اند برداشت های شخصی خود من هستند و هیچ استنادی برای آنها وجود ندارد.) 

 

تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا (1) الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا (2) ( وظيفه پيامبر فقط بيم دادن است )

زوال ناپذير و پر بركت است كسى كه قرآن را بر بنده‏اش نازل كرد تا بيم‏دهنده جهانيان باشد. «1» خداوندى كه حكومت آسمانها و زمين از آن اوست‏، و فرزندى براى خود انتخاب نكرد، و همتايى در حكومت و مالكيّت ندارد، و همه چيز را آفريد، و به دقّت اندازه‏گيرى نمود! «2»

 

إِذَا رَأَتْهُم مِّن مَّكَانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَيُّظًا وَزَفِيرًا (12) وَإِذَا أُلْقُوا مِنْهَا مَكَانًا ضَيِّقًا مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنَالِكَ ثُبُورًا (13) لَا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُورًا وَاحِدًا وَادْعُوا ثُبُورًا كَثِيرًا (14)  ( آيا آتش جهنم درک دارد؟)

هنگامى كه اين آتش آنان را از مكانى دور ببيند، صداى وحشتناك و خشم آلودش را كه با نفس‏زدن شديد همراه است مى‏شنوند. «12» و هنگامى كه در جاى تنگ و محدودى از آن افكنده شوند در حالى كه در غل و زنجيرند، فرياد واويلاى آنان بلند مى‏شود! «13» [به آنان گفته مى‏شود:] امروز يك بار واويلا نگوييد، بلكه بسيار واويلا بگوييد! «14»

 

وَما أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاقِ وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرًا (20) وَقَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءنَا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْمَلَائِكَةُ أَوْ نَرَى رَبَّنَا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنفُسِهِمْ وَعَتَوْ عُتُوًّا كَبِيرًا (21) يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلَائِكَةَ لَا بُشْرَى يَوْمَئِذٍ لِّلْمُجْرِمِينَ وَيَقُولُونَ حِجْرًا مَّحْجُورًا (22) (* بعضي از انسانها وسيله آزمايش براي بعضي ديگرند * ديدن فرشتگان هميشه علامت خوبي نيست)

ما هيچ يك از رسولان را پيش از تو نفرستاديم مگر اينكه غذا مى‏خوردند و در بازارها راه مى‏رفتند؛ و بعضى از شما را وسيله امتحان بعضى ديگر قرارداديم‏، آيا صبر و شكيبايى مى‏كنيد [و از عهده امتحان برمى‏آييد]؟! و پروردگار تو همواره بصير و بينا بوده است‏. «20» و كسانى كه اميدى به ديدار ما ندارند [و رستاخيز را انكار مى‏كنند] گفتند: (چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند و يا پروردگارمان را با چشم خود نمى‏بينيم‏؟!) آنها درباره خود تكبّر ورزيدند و طغيان بزرگى كردند! «21» [آنها به آرزوى خود مى‏رسند،] امّا روزى كه فرشتگان را مى‏بينند، روز بشارت براى مجرمان نخواهد بود [بلكه روز مجازات و كيفر آنان است‏]! و مى‏گويند: (ما را امان دهيد، ما را معاف داريد!) [امّا سودى ندارد!] «22»

 

وَيَوْمَ تَشَقَّقُ السَّمَاء بِالْغَمَامِ وَنُزِّلَ الْمَلَائِكَةُ تَنزِيلًا (25) الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمَنِ وَكَانَ يَوْمًا عَلَى الْكَافِرِينَ عَسِيرًا (26) (از وقايع روز آخر)

و [بخاطر آور] روزى را كه آسمان با ابرها شكافته مى‏شود، و فرشتگان نازل مى‏گردند. «25» حكومت در آن روز از آن خداوند رحمان است‏؛ و آن روز، روز سختى براى كافران خواهد بود! «26»

 

وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا (30) وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِّنَ الْمُجْرِمِينَ وَكَفَى بِرَبِّكَ هَادِيًا وَنَصِيرًا (31) وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا (32) (* رها كردن قران، دشمني با پيامبر است * علت عدم نزول قرآن به صورت يكجا بر پيامبر)

و پيامبر عرضه داشت‏: (پروردگارا! قوم من قرآن را رها كردند). «30» [آرى‏،] اين گونه براى هر پيامبرى دشمنى از مجرمان قرار داديم‏؛ امّا [براى تو] همين بس كه پروردگارت هادى و ياور [تو] باشد! «31» و كافران گفتند: (چرا قرآن يكجا بر او نازل نمى‏شود؟!) اين بخاطر آن است كه قلب تو را بوسيله آن محكم داريم‏، و [از اين رو] آن را به تدريج بر تو خوانديم‏. «32»

 

أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاء لَجَعَلَهُ سَاكِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا (45) ثُمَّ قَبَضْنَاهُ إِلَيْنَا قَبْضًا يَسِيرًا (46) وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِبَاسًا وَالنَّوْمَ سُبَاتًا وَجَعَلَ النَّهَارَ نُشُورًا (47)

آيا نديدى چگونه پروردگارت سايه را گسترده ساخت‏؟! و اگر مى‏خواست آن را ساكن قرار مى‏داد؛ سپس خورشيد را بر وجود آن دليل قرار داديم‏! «45» سپس آن را آهسته جمع مى‏كنيم [و نظام سايه و آفتاب را حاكم مى‏سازيم‏]! «46» او كسى است كه شب را براى شما لباس قرار داد، و خواب را مايه استراحت‏، و روز را وسيله حركت و حيات‏! «47»

 

وَهُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَّحْجُورًا (53)

او كسى است كه دو دريا را در كنار هم قرار داد؛ يكى گوارا و شيرين‏، و ديگر شور و تلخ‏؛ و در ميان آنها برزخى قرار داد تا با هم مخلوط نشوند [گويى هر يك به ديگرى مى‏گويد:] دور باش و نزديك نيا! «53»

 

وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا (56) ( وظيفه پيامبر تنها بشارت و انذار است)

[اى پيامبر!] ما تو را جز بعنوان بشارت دهنده و انذار كننده نفرستاديم‏! «56»

 

تَبَارَكَ الَّذِي جَعَلَ فِي السَّمَاء بُرُوجًا وَجَعَلَ فِيهَا سِرَاجًا وَقَمَرًا مُّنِيرًا (61) وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ خِلْفَةً لِّمَنْ أَرَادَ أَن يَذَّكَّرَ أَوْ أَرَادَ شُكُورًا (62) وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا (63) وَالَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِيَامًا (64) وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا (65) إِنَّهَا سَاءتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا (66) وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا (67) الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا يَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامًا (68) يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا (69) إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا (70) وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا (71) وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا (72) وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمًّا وَعُمْيَانًا (73) وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا (74) أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلَامًا (75) (ويژگي بندگان خدا )

جاودان و پربركت است آن [خدايى‏] كه در آسمان منزلگاه‏هائى براى ستارگان قرار داد؛ و در ميان آن‏، چراغ روشن و ماه تابانى آفريد! «61» و او همان كسى است كه شب و روز را جانشين يكديگر قرار داد براى كسى كه بخواهد متذكّر شود يا شكرگزارى كند [و آنچه را در روز كوتاهى كرده در شب انجام دهد و به عكس‏]. «62» بندگان [خاص خداوند] رحمان‏، كسانى هستند كه با آرامش و بى‏تكبّر بر زمين راه مى‏روند؛ و هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند [و سخنان نابخردانه گويند]، به آنها سلام مى‏گويند [و با بى‏اعتنايى و بزرگوارى مى‏گذرند]؛ «63» كسانى كه شبانگاه براى پروردگارشان سجده و قيام مى‏كنند؛ «64» و كسانى كه مى‏گويند: (پروردگارا! عذاب جهنم را از ما برطرف گردان‏، كه عذابش سخت و پر دوام است‏! «65»مسلّماً آن [جهنم‏]، بد جايگاه و بد محلّ اقامتى است‏!) «66» و كسانى كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف مى‏نمايند و نه سخت‏گيرى‏؛ بلكه در ميان اين دو، حدّ اعتدالى دارند. «67» و كسانى كه معبود ديگرى را با خداوند نمى‏خوانند؛ و انسانى را كه خداوند خونش را حرام شمرده‏، جز بحق نمى‏كشند؛ و زنا نمى‏كنند؛ و هر كس چنين كند، مجازات سختى خواهد ديد! «68» عذاب او در قيامت مضاعف مى‏گردد، و هميشه با خوارى در آن خواهد ماند! «69» مگر كسانى كه توبه كنند و ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند، كه خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل مى‏كند؛ و خداوند همواره آمرزنده و مهربان بوده است‏! «70» و كسى كه توبه كند و عمل صالح انجام دهد، بسوى خدا بازگشت مى‏كند [و پاداش خود را از او مى‏گيرد.] «71»و كسانى كه شهادت به باطل نمى‏دهند [و در مجالس باطل شركت نمى‏كنند]؛ و هنگامى كه با لغو و بيهودگى برخورد كنند، بزرگوارانه از آن مى‏گذرند. «72» و كسانى كه هرگاه آيات پروردگارشان به آنان گوشزد شود، كر و كور روى آن نمى افتند. «73» و كسانى كه مى‏گويند: (پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مايه روشنى چشم ما قرارده‏، و ما را براى پرهيزگاران پيشوا گردان‏!) «74»[آرى‏،] آنها هستند كه درجات عالى بهشت در برابر شكيباييشان به آنان پاداش داده مى‏شود؛ و در آن‏، با تحيّت و سلام روبه‏رو مى‏شوند. «75»

قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًا (77)

بگو: (پروردگارم براى شما ارجى قائل نيست اگر دعاى شما نباشد؛ شما [آيات خدا و پيامبران را] تكذيب كرديد، و [اين عمل‏] دامان شما را خواهد گرفت و از شما جدا نخواهد شد!) «77»