آیاتی از قرآن مجید ( مومنون )
آياتي از سوره مومنون
(مواردی که هایلایت شده اند برداشت های شخصی خود من هستند و هیچ استنادی برای آنها وجود ندارد.)
قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ (1) الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ (2) وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ (3) وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ (4) وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ (5) إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ (6) فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ (7) وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ (8) وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ (9) أُوْلَئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ (10) الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (11) وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ (12) ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ (13) ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ (14)( ويژگي هاي مومنان رستگار چيست؟) * ("وارثان" چه کسانی هستند؟) * (لزوم افشای دروغ بودن تهمت ناروا به دیگران)
مؤمنان رستگار شدند؛ «1» آنها كه در نمازشان خشوع دارند؛ «2» و آنها كه از لغو و بيهودگى روىگردانند؛ «3» و آنها كه زكات را انجام مىدهند؛ «4» و آنها كه دامان خود را [از آلودهشدن به بىعفتى] حفظ مىكنند؛ «5» تنها آميزش جنسى با همسران و كنيزانشان دارند، كه در بهرهگيرى از آنان ملامت نمىشوند؛ «6» و كسانى كه غير از اين طريق را طلب كنند، تجاوزگرند! «7» و آنها كه امانتها و عهد خود را رعايت مىكنند؛ «8» و آنها كه بر نمازهايشان مواظبت مىنمايند؛ «9» [آرى،] آنها وارثانند! «10» مسلّماً كسانى كه آن تهمت عظيم را عنوان كردند گروهى [متشكّل و توطئهگر] از شما بودند؛ امّا گمان نكنيد اين ماجرا براى شما بد است، بلكه خير شما در آن است؛ آنها هر كدام سهم خود را از اين گناهى كه مرتكب شدند دارند؛ و از آنان كسى كه بخش مهمّ آن را بر عهده داشت عذاب عظيمى براى اوست! «11» چرا هنگامى كه اين [تهمت] را شنيديد، مردان و زنان با ايمان نسبت به خود [و كسى كه همچون خود آنها بود] گمان خير نبردند و نگفتند اين دروغى بزرگ و آشكار است؟! «12» چرا چهار شاهد براى آن نياوردند؟! اكنون كه اين گواهان را نياوردند، آنان در پيشگاه خدا دروغگويانند! «13» و اگر فضل و رحمت الهى در دنيا و آخرت شامل شما نمىشد، بخاطر اين گناهى كه كرديد عذاب سختى به شما مىرسيد! «14»
وَلَقَدْ خَلَقْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرَائِقَ وَمَا كُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غَافِلِينَ (17) (راهها و يا طبقات هفتگانه آسمان)
ما بر بالاى سر شما هفت راه [= طبقات هفتگانه آسمان] قرار داديم؛ و ما [هرگز] از خلق [خود] غافل نبودهايم! «17»
وَلَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَلَدَيْنَا كِتَابٌ يَنطِقُ بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ (62) (* از هر كس به اندازه ظرفيتش بازخواست مي شود. * منظور از كتابي كه به حق سخن مي گويد چيست؟)
و ما هيچ كس را جز به اندازه تواناييش تكليف نمىكنيم؛ و نزد ما كتابى است كه [تمام اعمال بندگان را ثبت كرده و] بحق سخن مىگويد؛ و به آنان هيچ ستمى نمىشود. «62»
قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ (86) ( منظور از عرش خدا كه احتمالا علاوه بر آسمانهاي هفتگانه است ، چيست؟)
بگو: (چه كسى پروردگار آسمانهاى هفتگانه، و پروردگار عرش عظيم است؟) «86»
مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ (91) (نظم جهان از دلايل يگانگي خداوند است.)
خدا هرگز فرزندى براى خود انتخاب نكرده؛ و معبود ديگرى با او نيست؛ كه اگر چنين مىشد، هر يك از خدايان مخلوقات خود را تدبير و اداره مىكردند و بعضى بر بعضى ديگر برترى مىجستند [و جهان هستى به تباهى كشيده مىشد]؛ منزّه است خدا از آنچه آنان توصيف مىكنند! «91»
وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ (97) وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحْضُرُونِ (98) ( دعا براي گريز از وسوسه هاي شياطين)
و بگو: (پروردگارا! از وسوسههاى شياطين به تو پناه مىبرم! «97» و از اينكه آنان نزد من حاضر شوند [نيز] -اى پروردگار من- به تو پناه مىبرم!) «98»
تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيهَا كَالِحُونَ (104) ( از احوال دوزخيان)
شعلههاى سوزان آتش همچون شمشير به صورتهايشان نواخته مىشود؛ و در دوزخ چهرهاى عبوس دارند. «104»
فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ (110) إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ (111)
امّا شما آنها را به باد مسخره گرفتيد تا شما را از ياد من غافل كردند؛ و شما به آنان مىخنديديد! «110» ولى من امروز آنها را بخاطر صبر و استقامتشان پاداش دادم؛ آنها پيروز و رستگارند!) «111»
قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ (112) قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَاسْأَلْ الْعَادِّينَ (113)
[خداوند] مىگويد: (چند سال در روى زمين توقّف كرديد؟) «112» [در پاسخ] مىگويند: (تنها به اندازه يك روز، يا قسمتى از يك روز! از آنها كه مىتوانند بشمارند بپرس!) «113»