آیاتی از قرآن مجید ( انبیاء )
آياتي از سوره انبیاء
(مواردی که هایلایت شده اند برداشت های شخصی خود من هستند و هیچ استنادی برای آنها وجود ندارد.)
وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ (7) ( تمامي پيامبران مرد بودند كه به همه آنها وي مي شده است.)
ما پيش از تو، جز مردانى كه به آنان وحى مىكرديم، نفرستاديم! [همه انسان بودند، و از جنس بشر!] اگر نمىدانيد، از آگاهان بپرسيد. «7»
لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ (10)( ذكر به چه معناست؟)
ما بر شما كتابى نازل كرديم كه وسيله تذكّر [و بيدارى] شما در آن است! آيا نمىفهميد؟! «10»
وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاء وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ (16) لَوْ أَرَدْنَا أَن نَّتَّخِذَ لَهْوًا لَّاتَّخَذْنَاهُ مِن لَّدُنَّا إِن كُنَّا فَاعِلِينَ (17)
ما آسمان و زمين، و آنچه را در ميان آنهاست از روى بازى نيافريديم! «16» [بفرض محال] اگر مىخواستيم سرگرمى انتخاب كنيم، چيزى متناسب خود انتخاب مىكرديم! «17»
وَلَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَنْ عِندَهُ لَا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَلَا يَسْتَحْسِرُونَ (19) ( آيا فرشتگان داراي اختيار هستند؟ اگر نه، پس ارزش عبادت غير اختياري چيست؟)
از آن اوست آنان كه در آسمانها و زمينند! و آنها كه نزد اويند [= فرشتگان] هيچ گاه از عبادتش استكبار نمىورزند، و هرگز خسته نمىشوند. «19»
لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ (22)
اگر در آسمان و زمين، جز (اللّه) خدايان ديگرى بود، فاسد مىشدند [و نظام جهان به هم مىخورد]! منزه است خداوند پروردگار عرش، از توصيفى كه آنها مىكنند! «22»
يوَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ (25) وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَلْ عِبَادٌ مُّكْرَمُونَ (26) لَا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ (27)َعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى وَهُم مِّنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ (28) (* ويژگي هاي رفتاري فرشتگان * فرشتگان نیز شفاعت می کنند.)
ما پيش از تو هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر اينكه به او وحى كرديم كه: (معبودى جز من نيست؛ پس تنها مرا پرستش كنيد.) «25» آنها گفتند: (خداوند رحمان فرزندى براى خود انتخاب كرده است)! او منزه است [از اين عيب و نقص]؛ آنها [= فرشتگان] بندگان شايسته اويند. «26» هرگز در سخن بر او پيشى نمىگيرند؛ و [پيوسته] به فرمان او عمل مىكنند. «27» او اعمال امروز و آينده و اعمال گذشته آنها را مىداند؛ و آنها جز براى كسى كه خدا راضى [به شفاعت براى او] است شفاعت نمىكنند؛ و از ترس او بيمناكند. «28»
وَجَعَلْنَا فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِهِمْ وَجَعَلْنَا فِيهَا فِجَاجًا سُبُلًا لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ (31)وَجَعَلْنَا السَّمَاء سَقْفًا مَّحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ آيَاتِهَا مُعْرِضُونَ (32) وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ (33) وَمَا جَعَلْنَا لِبَشَرٍ مِّن قَبْلِكَ الْخُلْدَ أَفَإِن مِّتَّ فَهُمُ الْخَالِدُونَ (34) كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ (35) ( علل خلق كوهها جلوگيري از زمين لرزه است – سقف آسمان چه چيز را در برابر چه چيزي حفظ مي كند؟ )
و در زمين، كوههاى ثابت و پابرجايى قرار داديم، مبادا آنها را بلرزاند! و در آن، درّهها و راههايى قرار داديم تا هدايت شوند! «31»و آسمان را سقف محفوظى قرار داديم؛ ولى آنها از آيات آن روىگردانند. «32» او كسى است كه شب و روز و خورشيد و ماه را آفريد؛ هر يك در مدارى در حركتند! «33» پيش از تو [نيز] براى هيچ انسانى جاودانگى قرار نداديم؛ [وانگهى آنها كه انتظار مرگ تو را مىكشند،] آيا اگر تو بميرى، آنان جاويد خواهند بود؟! «34» هر انسانى طعم مرگ را مىچشد! و شما را با بديها و خوبيها آزمايش مىكنيم؛ و سرانجام بسوى ما بازگردانده مىشويد! «35»
خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِيكُمْ آيَاتِي فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ (37) ( عجله كار انسان است)
[آرى،] انسان از عجله آفريده شده؛ ولى عجله نكنيد؛ بزودى آياتم را به شما نشان خواهم داد! «37»
بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ (40)
[آرى، اين مجازات الهى] بطور ناگهانى به سراغشان مىآيد و مبهوتشان مىكند؛ آنچنان كه توانايى دفع آن را ندارند، و به آنها مهلت داده نمىشود! «40»
الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ وَهُم مِّنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ (49) (پرهيزگاران چه كساني هستند؟)
[پرهيزگاران] همانان كه از پروردگارشان در نهان مىترسند، و از قيامت بيم دارند! «49»
وَنَجَّيْنَاهُ وَلُوطًا إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا لِلْعَالَمِينَ (71) (بركت اين سرزمين براي همه از چه جهت است؟)
و او و لوط را به سرزمين [شام] -كه آن را براى همه جهانيان پربركت ساختيم- نجات داديم! «71»
وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ عَاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِهِ إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَكُنَّا بِكُلِّ شَيْءٍ عَالِمِينَ (81) وَمِنَ الشَّيَاطِينِ مَن يَغُوصُونَ لَهُ وَيَعْمَلُونَ عَمَلًا دُونَ ذَلِكَ وَكُنَّا لَهُمْ حَافِظِينَ (82) وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ (83) ( باد مي تواند تحت فرمان انسان درآيد – شياطين به زير آب هم مي روند * دعا در زمان گرفتاری )
و تندباد را مسخّر سليمان ساختيم، كه بفرمان او بسوى سرزمينى كه آن را پربركت كرده بوديم جريان مىيافت؛ و ما از همه چيز آگاه بودهايم. «81» و گروهى از شياطين [را نيز مسخّر او قرار داديم، كه در دريا] برايش غوّاصى مىكردند؛ و كارهايى غير از اين [نيز] براى او انجام مىدادند؛ و ما آنها را [از سركشى] حفظ مىكرديم! «82» و ايّوب را [به ياد آور] هنگامى كه پروردگارش را خواند [و عرضه داشت]: (بدحالى و مشكلات به من روى آورده؛ و تو مهربانترين مهربانانى!) «83»
وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ (87) فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنجِي الْمُؤْمِنِينَ (88) وَزَكَرِيَّا إِذْ نَادَى رَبَّهُ رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ (89) فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ (90) وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهَا مِن رُّوحِنَا وَجَعَلْنَاهَا وَابْنَهَا آيَةً لِّلْعَالَمِينَ (91) ( دعا در قرآن)
و ذاالنون [= يونس] را [به ياد آور] در آن هنگام كه خشمگين [از ميان قوم خود] رفت؛ و چنين مىپنداشت كه ما بر او تنگ نخواهيم گرفت؛ [امّا موقعى كه در كام نهنگ فرو رفت،] در آن ظلمتها[ى متراكم] صدا زد: ([خداوندا!] جز تو معبودى نيست! منزّهى تو! من از ستمكاران بودم!) «87» ما دعاى او را به اجابت رسانديم؛ و از آن اندوه نجاتش بخشيديم؛ و اين گونه مؤمنان را نجات مىدهيم! «88» و زكريا را [به ياد آور] در آن هنگام كه پروردگارش را خواند [و عرض كرد]: (پروردگار من! مرا تنها مگذار [و فرزند برومندى به من عطا كن]؛ و تو بهترين وارثانى!) «89» ما هم دعاى او را پذيرفتيم، و يحيى را به او بخشيديم؛ و همسرش را [كه نازا بود] برايش آماده [باردارى] كرديم؛ چرا كه آنان [خاندانى بودند كه] همواره در كارهاى خير بسرعت اقدام مىكردند؛ و در حال بيم و اميد ما را مىخواندند؛ و پيوسته براى ما [خاضع و] خاشع بودند. «90» و به ياد آور زنى را كه دامان خود را پاك نگه داشت؛ و ما از روح خود در او دميديم؛ و او و فرزندش [= مسيح] را نشانه بزرگى براى جهانيان قرار داديم! «91»
فَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا كُفْرَانَ لِسَعْيِهِ وَإِنَّا لَهُ كَاتِبُونَ (94) ( قبول اعمال خوب منوط به داشتن ايمان است)
و هر كس چيزى از اعمال شايسته بجا آورد، در حالى كه ايمان داشته باشد، كوشش او ناسپاسى نخواهد شد؛ و ما تمام اعمال او را [براى پاداش] مىنويسيم. «94»
حَتَّى إِذَا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَمَأْجُوجُ وَهُم مِّن كُلِّ حَدَبٍ يَنسِلُونَ (96) (ياجوج و معجوج كيستند؟)
تا آن زمان كه (يأجوج) و (مأجوج) گشوده شوند؛ و آنها از هر محلّ مرتفعى بسرعت عبور مىكنند. «96»
لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَهُمْ فِيهَا لَا يَسْمَعُونَ (100) إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُم مِّنَّا الْحُسْنَى أُوْلَئِكَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ (101) لَا يَسْمَعُونَ حَسِيسَهَا وَهُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنفُسُهُمْ خَالِدُونَ (102) لَا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ وَتَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ هَذَا يَوْمُكُمُ الَّذِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ (103) يَوْمَ نَطْوِي السَّمَاء كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِيدُهُ وَعْدًا عَلَيْنَا إِنَّا كُنَّا فَاعِلِينَ (104) وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ (105) إِنَّ فِي هَذَا لَبَلَاغًا لِّقَوْمٍ عَابِدِينَ (106) وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ (107)
براى آنان در آن [= دوزخ] نالههاى دردناكى است و چيزى نمىشنوند. «100» [امّا] كسانى كه از قبل، وعده نيك از سوى ما به آنها داده شده [= مؤمنان صالح] از آن دور نگاهداشته مىشوند. «101» آنها صداى آتش دوزخ را نمىشوند؛ و در آنچه دلشان بخواهد، جاودانه متنعّم هستند. «102» وحشت بزرگ، آنها را اندوهگين نمىكند؛ و فرشتگان به استقبالشان مىآيند، [و مىگويند:] اين همان روزى است كه به شما وعده داده مىشد! «103» در آن روز كه آسمان را چون طومارى در هم مىپيچيم، [سپس] همان گونه كه آفرينش را آغاز كرديم، آن را بازمىگردانيم؛ اين وعدهاى است بر ما، و قطعاً آن را انجام خواهيم داد. «104» در (زبور) بعد از ذكر [تورات] نوشتيم: (بندگان شايستهام وارث [حكومت] زمين خواهند شد!) «105» در اين، ابلاغ روشنى است براى جمعيّت عبادتكنندگان! «106» ما تو را جز براى رحمت جهانيان نفرستاديم. «107»