جایگاه علوم زمین در قرآن

پست (2 )

ادامه پست (۱) در خصوص بررسی و تشریح برخی مطالب علمی مورد اشاره در قرآن.

 

ميزان آب و خشکی زمين

واژه «بَـحْـر» به معنی دريا 41 بار در قـرآن بکار رفـته و واژه «بَـرّ» به معنی خشکی 12 بار. «12» بـار 29 درصـد «41» بار است. خشکی سـطح زمـيـن نيز 29 درصد است و 71 درصد بـقـيه آن آب است.

 

به زير رفتن زمين در دريا (subduction Zone)

« آيا خيالتان راحت است از اينکه کـنار خشکی را به زير نخواهـد کشيد»؟ سوره اسرا آیه 68

نکـتـه آيـه: امکان به زير رفتن کنار خشکی امری منتفی نيست:

اينکه آيه بزير رفتن کنار خشکی را امری غير ممکن نمی داند و توجه انـسان را به آن جلب می دهد، به اين معنی است که در آنجا اتفاقی يآ اتفاقاتی می افتد که احتمال و امکان به زير رفـتن کنار خشکی را مـنـتـفی نمی کند.

درياها در واقع روی قـشر اقيانوسی زمين قرار دارند و قشر اقيانوسی زمين نيز بشکلی که در تصوير می بينيم زير قشر قاره ای می رود. و در وضـعـيـتی که امکان رو به پائـيـن چرخيدن بخـش مـربـوط به خـشـکـی قـاره ای (کـه در نـزديـکـی خـشکی است) وجود دارد.

 

زمين نشست می کند و از آسمان اجرام بزرگ آسمانی می افتد

«آيا نمی توانند وضعيت حال و گذشته زمين و فضا را ببينند و بدانند که اگر ما بخواهيم میتوانيم زمين را زير آنها پائين بکشيم يا اجسام بزرگ را از فضا روی آنها بيندازيم»؟ سوره سبا آیه 9

نکات آيه: 1ـــ مواردی از پائين رفتن زمين برای ديدن وجود دارد. 2ـــ مواردی از افتادن تکه های بزرگ از فضا در زمين وجود دارد.

2ـــ مواردی از افتادن تکه های بزرگ از فضا در زمين وجود دارد:

در فـضـای دور و نـزديـک ما اجسام کوچک و بـزرگ زيـاد وجـود دارد. پاره های کوچک وقـتی بطرف زمين می آيند جو زمين آنها را می سوزاند و پودر می کند. ولی بزرگ آنها گـاه گـاهـی بـطرف زمين میآيند. حفره ای که در تصویر می بینیم مربوط به سقوط سنگ آسمانی در استرالیا است. (بزرگترین حـفـره ای که تا کنون انسان آنرا پيدا کرده است در آريزونا است و 1300 متر قطر دارد. يعنی به وسعت يک دهکده است)

 

سطح زمین و کوهها روی حساب درست شده اند

« و آیا نمی توانند ببینند کوهها روی چه حسابی بپا داشته شده اند ــ و زمین روی چه حسابی سطح داده شده است»! سوره غاشیه آیه 19 - 20

کوهها به چه حسابی بپا داشته شده اند؟

یکی از نقش کوهها اینست که کوههای بلند روند حرکت بادها را هدایت میکنند. و بادها ابرها را هدایت می کنند. و ابرها نیز با خود باران دارند. و باران نیز با خود شرایط آب و هوائی دارد.

یکی دیگر از نقش کوهها اینست که وقتی دولایه زمین با هم برخورد می کـنـنـد یـا یـکـی زیر دیگری می رود، زمین چین می خورد و کوه درست می شود که باعث می شود لایه ای که رو به بالا حرکت می کند بالا نرود و زمین شیب پیدا نکند.

یکی دیگر از نقش کوهها اینست که تحت تأثیر عوامل فرسایش تحلیل می روند و آب و باد، سنک و خاک آنها را به سطح زمین منتقل می کند و سطح زمین نو می شود و سطح کهنه پائین می رود. 

زمین به چه حسابی سطح داده شده است؟

چنانکه می دانیم زمین در آغاز مذاب بوده است،.یعنی کاملاً مسطح بوده است مانند سطح اقیانوسها. چنين زمینی وقتی سرد و سفت میشود نیز منطقاً می بایست کاملاً مسطح بشود مانند دشتها، بعلاوه بلندیهای ناشی از آتشفشانها. بعد وقتی بارانهای اولیه بر چنین زمینی می بارند چنانکه در تصویر سمت چپ می بینیم، آب تمامی سطح زمین را به یکسان می پوشاند، غیر از جاهائی که احتمالاً بخاطر ارتفاع زیاد کوهها، قله آنها از آب بیرون می ماند. در چنین زمینی اگر حیات هم می توانست ایجاد شود امکان به خشکی رفتن و تکامل یافتن آن و نهایتاً پیدایش انسان وجود نمی داشت. ولی به شکلی که در تصویر سمت راست می بینیم، بخشی از زمین که بعد ها از هم جدا شده و فاصله گرفته اند و ما آنها را قاره ها می نامیم، سطح آنها بالاتر از بقیه سطح زمین بوده و بیرون از آب مانده بوده است و یا آب کمتری روی آن بوده که رفته رفته با فعاليت آتفشانها و تحولات زمین از آب بیرون آمده است.

نکته دیگر در حساب و کتاب داشتن سطح زمین شکافته بودن قشر خارجی آن است. به این معنی که قشر سفت و سخت آن بصورت پوست پرتقال که بطور یکپارچه دور پرتقال را گرفته دور زمین را نگرفته، بلکه تکه تکه است و از میان آنها مواد مذاب به شکلی که در تصویر در محل فلشها می بینیم بیرون می ریزد. این شکافها برای جلوگیری از منفجر شدن زمین و برای تجدید شرایط زیستی روی زمین توسط موادی که بیرون ریخته می شود برای موجودات زنده ضروری است.

 

نکته دیگر زخامت قشر خارجی زمین است که در قاره ها تا 70 کیلومتر می نیز میرسد. و این به اندازه ای است که فعل و انفاعالات درونی زمین نمی تواند آنها را بلرزاند، در حالیکه زخامت آن در اقیانوسها از 6 کیلومتر بشتر نیست.

نتیجه این می شود که زمین در واقع "حساب شده" سطح داده  شده است. و کسی که این مسائل را برای مطالعه و بررسی مطرح می کند که حساب و کتابی را در آنها ببینند طبعاً این چیزها را می دانسته، و آن نیز کسی است که زمین را درست کرده است.

 

سطح زمين عوض می شود

« آيا سطح زمين را فرايند عوض شدن نداديم»؟ سوره مرسلات آیه 25

(کِفات و تکفيت بمعنی: بيرون و بالا آوردن درون و پائين يا درون بردن بالا است).

آيه اظهار می کند که زمين (يعنی سطح آن) پيوسته پائين می رود و درون آن بالا می آيد، يعنی سطح آن عوض می شود.

سطح زمين در واقع چنانکه آيه ميگويد پيوسته پائين و درون ميرود و درون آن به سطح می آيد. به اين ترتيب که مـواد مذاب زمين بيرون از زمين می ريزد و روی زمين جاری می شود يا کوه درست می کند، و همينطور فشار درونی زمين سطح زمين را بلند می کند و کوه درست می کند، و همينطور در جاهائی بخشی از زمين پائين می رود و بخشی ديگر بالا می آيد و کوه درست می شود. و کوهها بر اثر عوامل فرسايش شکسته می شوند و با جريان آب و باد به اطراف منتقل می شود و روی سطح زمين را می پوشـانـد. به ايـن ترتيب با گـذشت زمان سـطح زمين به زير می رود و سطح جديدی روی آنرا می پوشاند. و به اين خاطر است که شهرهائی که چند هزار سال پيش روی سطح زمين بوده اند الآن در زير سطح زمين قرار دارند.

 

زمین فرش شده ( اشاره به پدیده های بعد و همزمان با کوهزایی مانند فرسایش)

سوره بقره آیه 22

«آن خدائی که زمین را برای شما فرش کرد (هموار کرد)».

زمین در آیه مجاز است. منظور از فرش نمودن آن "فرش نمودن کوهها و بلنديهای آن" است، و نتیجه آن فرش نموده شدن سطح زمین می شود.

زمین در ابتدای خود مذاب بوده است. رفته رفته سرد شده و قشر خارجی آن کلفت تر و کلفتر شده است. در آغاز که قشر آن نازک بوده فعل و انفعالات درونی زمین باعث ایجاد میلیونها آتـشـفـشـان می شده که مواد مذاب را بیرون می ریخته اند. وجود میلیونها دهانه آتشفشان نیز، سطح زمین را به مناطق کوهستانی و شبه کوهستانی تبدیل می کند.

با گذشت زمان قشر زمین کلفتر و کلفتر شده و آتشفشانها خاموش شده اند، و بعدها عوامل فرسایش در طول صدها هزار سال و ميليونها سال رفته رفته کوهها را فرسوده و فرش نموده و سطح زمین را هموار نموده است. و به این شکل همانطور که قرآن می گوید سطح زمین در ابتدا در واقع فرش نبوده (هموار نبوده) و بعدها فرش شده است.

 

تحقيق مورد درباره پديده سرخ شدن آب ها و تفسير علمي خون در آيه 133 سوره اعراف

فارسلناعليهم الطوفان و الجراد و القمل و الضفادع و الدم آيات مفصلات فاستكبروا و كانوا قوماً مجرمين. (اعراف/ 133) - پس آنگاه به كيفر كفرشان- بر آنها طوفان و ملخ و شپش و وزغ و خون آن نشانه هاي آشكار (قهر و غضب) را فرستاديم باز طريق كبر و گردنكشي پيش گرفتند و قومي گناهكار بودند."

اين مقاله نگرشي علمي بر تفسير آيه 133 سوره اعراف است كه با پديده طبيعي "Redtide" ردتايد"(خون شدن يا قرمز شدن آب) تطبيق داده مي شود. در اينجا نويسنده، ادعاي ارائه تفسير جديدي از آيه را ندارد بلكه يكي از پديده هاي علمي زيست شناختي را به قرآن كريم عرضه مي كند و در صدد آن است كه بگويد اگر آيه مباركه داراي معاني مختلف مي باشد، مي توان اين پديده زيست محيطي را نيز وجهي از اين وجوه علمي قرآن دانست. اين آيه اشاره مي كند به اين كه براي كيفر دادن به قوم بني اسرائيل بر آنان طوفان، ملخ، شپش و قورباغه و خون فرستاديم.

 اينك مقصود نگارنده آن است كه بداند منظور از خون در اينجا چيست و چه تناسبي با ديگر عناصر نام برده دارد؟ از سوي ديگر پديده اي در طبيعت وجود دارد كه به آن "Redtide = خون در آيهفوق، همان سرخ شدن آب است يا چيز ديگري در نظر است؟

تفسيرهاي مختلف برخي مفسران معاصر كلمه خون را به تعابير مختلفي معني كرده اند مثلاً در تفسير نور "خون" نام برده در اين آيه به معناي نوعي بيماري كه باعث خون دماغ شدن عمومي مردم مي شود نام مي برد؛ اما در بيشتر تفاسير از جمله تفسير الميزان از تبديل آب به خون اشاره مي كند و از پديده اي به نام "خون شدن آب" نام مي برد.

نويسنده، پس از شرح و تبيين پديده Redtide به ذكر دلايل اين كه چگونه "خون شدن آب" مي تواند مايه عذاب براي قوم بني اسرائيل باشد، مي پردازد و آنها را چنين مي آورد:

الف- در اين آيه از طوفان و ملخ و شپش و وزغ و خون نام مي برد و آنها را مايه عذاب مي داند و در آيه  بعد از بلا، نام مي برد يعني تمام اين عوامل مثل خون و ملخ و ... يك بلا هستند.

ب- خون، بعد از اسامي چند حيوان آورده مي شود كه نشان دهنده ارتباط آنها با يكديگر است.

ج- رابطه بين عامل طوفان و پديده "Redtide" )قرمز شدن آب) را به خوبي بيان مي كند و جالبتر اين كه اين عامل طوفان با افزايش ملخ ها و شپشك ها و وزغ ها رابطه مستقيم دارد.

اين پديده، در مورد رود نيل - كه در كنار اين رود قوم بني اسرائيل زندگي مي كردند- مي تواند صادق باشد. چنان كه تا به حال چندين مورد از قرمز شدن آب و پديده "Redtide" در مورد رود نيل گزارش شده است.

موجودات بسيار كوچك ميكروسكوپي به نام دانيوفلاژله (به معناي تاژكاران خوفناك(وجود دارند كه اين موجودات گاهي به سرعت توليد مثل نموده و در اثر انفجار جمعيت، مناطق وسيعي از سطح دريا را مي پوشانند؛ در اين حالت آب را به رنگ قرمز در مي آورند. به اين پديده اصطلاحاً"Redtide" گفته مي شود.

و در رود نيل به دليل اين كه محيط رودخانه اي است بيشترعامل "Redtide" در اثر استرس محيطي چون طوفان رخ مي دهد.

اما مسئله قابل ذكر آن كه اين خون به دلايلي چند مي تواند مايه عذاب براي قوم بني اسرائيل باشد:

1) قرمز شدن آب باعث ايجاد رعب و وحشت در ميان مردم مي شود. (به علت غيرطبيعي بودن اين امر).

2) مرگ و مير ماهي ها و موجودات دريايي و همچنين انسان ها كه از آنان تغذيه مي كنند.

3) ايجاد بوي متعفن حاصل از مرگ ماهي ها و بقيه موجودات دريايي.

4) خود اين پديده ايجاد بوي نامطبوع مي كند كه باعث ايجاد ناراحتي هاي تنفسي مي شود.

5) وجود اين سم در آب باعث ايجاد بيماري اسهال خوني و همچنين ايجاد سموم عصبي مي كند كه بر روي سيستم اعصاب و سيستم هاي تنفسي اثر مي كند.

6) خساراتي كه به صنعت توريستي و ماهيگيري وارد مي كنند.

سوالي كه در اين جا مطرح مي شود اين است كه منظور از خون چيست و چه رابطه اي بين طوفان و شپشك و وزغ و خون وجود دارد؟ و چرا بعد از كلمه طوفان و نام حيوان از "خون" نام برده شده است؟ در بسياري از تفاسير، خون را به معناي خون دماغ شدن عمومي مردم مطرح مي كنند، ولي مسئله اي كه وجود دارد اين است كه كلمه خون بعد از اسامي چند موجود (حيوان) مثل ملخ و وزغ و شپشك آمده است؛ احتمالاً كلمه خون نيز بايد مربوط به يك موجود باشد.

مهمترين عامل"Redtide" (قرمز شدن آب) مي تواند عامل طوفان باشد. طوفان و ايجاد موج هاي طوفاني، خود خسارات سنگين وارد كرده و باعث كشته شدن تعداد زيادي از مردم مي شود. از طرف ديگر طوفان با ايجاد و حمل مواد به داخل آب از يك طرف و از طرف ديگر جرياناتLougmri   باعث به هم ريختگي زون سطحي مي شود و باعث فراوني يك دفعه وbloom داينوفلاژله ها مي شود.(M.Grant 1987)

موجودات بسيار كوچك ميكروسكوپي به نام دانيوفلاژله (به معناي تاژكاران خوفناك) وجود دارند كه اين موجودات گاهي به سرعت توليد مثل نموده و در اثر ازدياد جمعيت، مناطق وسيعي از سطح دريا را مي پوشانند؛ در اين حالت آب را به رنگ قرمز در مي آورند. به اين پديده اصطلاحاً"Redtide" گفته مي شود.

اين موجودات از ردهFlagellate  ياMasigophora  هستند كه داراي ديواره ثابت و داراي يك چند رشته طويل هستند كه قابل تغيير شكل است و براي حركت مورد استفاده  قرار مي گيرد.

 تاژكداران داراي خصوصيات مشترك حيوان و نبات اند. دانشمندان علم جانورشناسي و گياه شناسي بر سر ارتباط اين موجودات به عالم حيوانات يا نباتات اتفاق نظر ندارند.

DNA كروماتين داينوفلاژله، مشابه باكتري است، به همين دليل آن را مزوكاريوت مي گويند. فرق داينوفلاژله با ساير يوكاريوت ها در محلDNA عمل تقسيم شدن و عملكرد كروموزم هاست. اين تاژكداران داراي سمي به نام ساكسيتوكسين (SAX ito xin) هستند كه بر روي سلسله اعصاب اثر مي كند. وجود اين سم در انواع صدف ها و ماهي ها به علت تغذيه آنها از اين نوع تاژكداران مي باشد.

در سال 1927 نوعي اپيدمي ناحيه سانفرانسيسكو را فرا گرفت. مقامات مسئول با همكاري دانشمندان، تحقيقات رسمي را براي تبيين علت شيوع اپيدمي كه ناشي از مسموميت انواع صدف ها بود آغاز نمودند. پنج سال بعد پس از بررسي هاي لازم متوجه شدند نوعي تاژكدار به نام Gonyaulax Centella در سطح وسيعي از منطقه افزايش يافته كه احتمالاً موجب مسموميت شديد صدف ها گرديده است. تحقيقات آزمايشگاهي بعداً اين نظريه را تاييد كرد.

سرخ پوستان مناطق شمال غربي آمريكا از دير باز به رابطه بين مسموميت صدف ها و نشو و نماي بيش از حد تاژكداران پي برده بودند. قبايل ساكن اين نواحي، نگهباناني در نقاط مختلف ساحل مستقر مي كردند تا تغييرات رنگ آب در روز و نوراني بودن آن را در شب گزارش دهند؛ آنها هرگاه چنين علاماتي مشاهده مي كردند مسموم شدن صدف ها واقعيت مي يافت.

انواعي از تاژكداران هنگام شب از خود نور ساطع مي كنند و چنين به نظر مي رسد كه قسمتي از دريا شعله ور گرديده است. تراكم مقدار تاژكداران در مرحله انفجار جمعيت به حدي است كه در يك ليتر آب حدود 40 ميليون عدد از آنها شناور است. بروز اين پديده نيز تنها با مسموميت صدف ها همراه نبوده بلكه گاهي نيز خسارات سنگيني به صنعت توريستي وارد مي سازد. به اين معني كه آب منطقه را آلوده و بدبو كرده و مرگ هزاران ماهي را موجب مي گردد. ماهي هاي مرده بر روي ساحل شسته شده در زير آفتاب متعفن مي شوند.

مساله جالبتر اين است كه طوفان بر روي وزغ و ملخ و شپش و فراواني يك دفعه آنها اثر بسيار جالبي دارد. وقوع طوفان با ايجاد جريان هاي آب و باد باعث افزايش املاح و رطوبت در ناحيه مي گردد كه مي تواند به تخمگذاري و مهاجرت ملخ ها كمك فراواني بكند. از طرف ديگر ايجاد استرس محيطي مثل طوفان مي تواند روي وزغ ها تاثير گذاشته و آنها را از پناهگاه هاي خود خارج كند.

از كشنده هاي قرمز (Redtide) همچنين گازهاي نامطلوبي متصاعد مي شود كه در چشم ايجاد حساسيت مي كند. از طرف ديگر در اثر وزش باد، ساكنان ساحل به علت استنشاق گاز متصاعد از ناحيه آلوده دريا دچار مشكل تفنسي مي شوند، بدين ترتيب فضايي مشمئز كننده ايجاد مي شود كه طبعاً هيچ توريستي حاضر به اقامت در چنين محيطي نخواهد بود. اين جلبك ها سم هاي مضري توليد مي كنند كه در ماهي و ديگر جانوران دريايي تجمع پيدا كرده و غلظت هاي زيادي از اين سموم سبب مرگ ماهي شده و با مسموميت صدف ها و ماهي ها مواد سمي دريايي براي انسان توليد مي كند. سموم بسياري از گونه ها براي مثال گونهGonyaulax Cetenlla  سموم عصبي بسيار قويي هستند كه همراه با حركت يون سديم از عرض غشاهاي عصبي انسان به سلول تداخل مي كنند. اين سم نيز مي تواند بر روي سيستم تنفسي فرد اثر گذاشته و در عرض بيست دقيقه باعث ايجاد خفگي در فرد شود. از طرف ديگر گروه ديگري از اين تاژكداران در انسان باعث ايجاد بيماري اسهال خوني مي شوند.

 

علت قرمز شدن آب

ماهيگيران در هنگام صيد متوجه شدند كه ماهي هاي منطقه دچار مشكل تنفسي شده و براي استفاده از اكسيژن هوا به سطح آب روي مي آورند. ماهيگيران نمونه آب زرد را با خود به ساحل آورده و پس از آزمايش نمونه اعلام كردند نوعي تاژكدار كه داراي خال هاي زرد رنگ است به حد وفور در آب ديده شده است. آنها همچنين اظهار كردند كه اين موجودات پس از مرگ به رنگ قرمز در مي آيند. بنابراين علت تغيير رنگ آب، هنگام ظهور اين پديده نيز مشخص گرديد كه علت قرمز بودن آب اين است كه اين نوع از تاژكداران علاوه بر پيگمان سبز، داراي پيگمان هاي سرخ هستند و به اين جهت رنگ آب را مانند خون مي سازند بنابراين، اين پيگمان ها در قرمز كردن آب موثر هستند. به همين دليل به آنها گروه Pylrohopyta)گياه داراي بدنه رنگي) مي گويند. حقيقت اين است كه درباره عامل مرگ  ماهي ها هنگام پديدار شدن كشنده هاي قرمز كه تاكنون مشخص شده است، وجود سه عامل قطعي به نظر مي رسد:

1) سم حاصله از اين تاژكداران.

2) مسدود شدن مجاري تنفسي يا برانش (آبشش) ماهي به وسيله اين موجودات و ايجاد خفقان.

3) كمبود شديد اكسيژن آب به علت مصرف آن در مرحله  پوسيدگي آنها.

 

طوفان مهمترين عامل Redtide

صدمات و خسارات ناشي از بروز كشنده قرمز در زمينه هاي توريستي، ماهيگيري و ساير فعاليت هاي توليد؛ و حتي مرگ و مير بسياري از انسان ها موجب گرديد كه نسبت به علل پيدايش اين پديده، مطالعات و تحقيقات وسيعي به عمل آيد. در سال1972 كارشناسان آزمايشگاه دريايي موت mote واقع در ساحل غربي فلوريدا به موفقيت هايي در اين زمينه نايل آمدند. تحقيقات انجام شده نشان داد كه افزايش حرارت، تقليل ميزان نمك و افزايش مواد غذايي آب به خصوص ويتامين B12 از عوامل موثر در ايجاد محيط مناسب براي رشد سريع تاژكداران مي باشند. ويتامينB12 كه حاصل فعاليت باكتري ها در محيط پوشيده و از گياه مناطق مردابي است پس از بارندگي هاي شديد به مقدار زياد به دريا شسته مي شود. ريزش باران از طرفي موجب كم شدن نمك آب مي گردد و به اين ترتيب محيط مناسبي براي رشد تاژكداران به وجود مي آيد.

مهمترين عامل"Redtide")قرمز شدن آب) مي تواند عامل طوفان باشد. طوفان و ايجاد موج هاي طوفاني، خود خسارات سنگين وارد كرده و باعث كشته شدن تعداد زيادي از مردم مي شود. از طرف ديگر طوفان با ايجاد و حمل مواد به داخل آب از يك طرف و از طرف ديگر جرياناتLougmri باعث به هم ريختگي زون سطحي مي شود و باعث فراوني يك دفعه وbloom داينوفلاژله ها مي شود (M.Grant 1987)

اين عوامل باعث مي شود" دافلاژله ها"- كه داراي قدرت توليد مثل سريع و اجتماع زياد در پهنه دريا هستند - به صورت آب قرمز، سرخ، شيري، زرد يا امواج سمي (Poisonous) در سواحل درياها آشكار گردند. كه به طور فصلي تلفات سنگيني به انسان وارد مي كند. اين موجودات ميكروسكوپي اگر تعدادشان ناچيز باشد بي خطرند ولي هنگامي كه تعدادشان به ميليون ها فرد در يك ليتر آب برسد بسيار خطرناك مي شوند و موجب مرگ و مير فراواني مي گردند. در حال حاضر خطر ناشي از "داينوفلاژله" بيشتر متوجه كشورهايي است كه به عرض جغرافيايي پايين و مجاور دريا قرار دارند؛ زيرا تحقيقات نشان داده است كه تنوع فراواني داينوفلاژله ها در اين عرض از نواحي ديگر بيشتر بوده و هر سال تلفات زيادي را به ساكنان اين نواحي وارد مي كند. عواملي چون طوفان، زلزله، ريزش شديد باران باعث اين پديده مي شوند.{(2002).Mudei}. و مساله جالبتر اين است كه طوفان بر روي وزغ و ملخ و شپشك و فراواني يك دفعه آنها اثر بسيار جالبي دارد. وقوع طوفان با ايجاد جريان هاي آب و باد باعث افزايش املاح و رطوبت در ناحيه مي گردد كه مي تواند به تخمگذاري و مهاجرت ملخ ها كمك فراواني بكند. از طرف ديگر ايجاد استرس محيطي مثل طوفان مي تواند روي وزغ ها تاثير گذاشته و آنها را از پناهگاه هاي خود خارج كند. به هر حال رابطه جالبي بين طوفان و فراواني وزغ و شپشك و ملخ وجود دارد كه از حوصله اين بحث خارج است.

 

منابع :

19920...Chapman and Hall.1

(132- 130)Protozoan Plankton ecology

 mudie, ARochon.2

Palynological .(2002)and Elevae

 records of red tide prosucing

species in Canada past trends

and implication for the future Paleo

Paleo geography, Paleo .3

Climatodolgy, Paleo cology, . 159و180

, 1987M. Grant Gross .4

oceamography aview

309of the earth,

5) تاليف، ل، اورنگويچ، ترجمه حسين فرپور، زندگي حيوانات، جلد اول، با همكاري انتشارات نرانگين و انتشارات وزارت و علوم و آموزش عالي. تهران، 1353.

6) طلعت حبيبي، جانور شناسي عمومي، جلد اول، انتشارات كتابفروشي دهخدا.

7) دكتر مطصفي فاطمي، جانور شناسي عمومي، انتشارات دانشگاه تهران، آذر 1337.

8) دكتر حسين رحيميان، جلبك شناسي، انتشارات دانشگاه ملي ايران.

9) دكتر حسين رياحي، تالوفيت ها، دانشگاه پيام نور.

10) دكتر عزت الله خبيري، تالوفيت ها، انتشارات دانشگاه تهران، سال 1364.

11) دكتر محمد قويدل سيوكي، مقدمه اي بر اصول پامنيولوژي، سال انتشار 1371، چاپخانه مركزي شركت ملي نفت ايران.

12) تاليف ادوارد ريچي يوتي، ترجمه شمشون تيرماه، حيوانات مرگ آفرين درياها، 1360، تهران، انتشارات موسسه فني پرورش ماهي.

13) تفسير نور، محسن قرائتي .

14) تفسير الميزان، علامه طباطبائي .

 منبع:وبلاگ علوم زمین


  موضوعات مرتبط با اين مطلب:

۱- جايگاه علوم زمين در قرآن ( 1)  ۲- جايگاه علوم زمين در قرآن( ۳)