X
تبلیغات
علمی - سیاسی- اجتماعی- فرهنگی - احمدي نژاد در بيانات استاد محمد علي طاهري (مرشد عرفان حلقه)

جستجوي احمدي نژاد در بيانات استاد محمد علي طاهري

 (مرشد عرفان حلقه)

  نوشته حاضر نقد و بررسي دكتر احمدي نژاد و ويژگي هاي او در بيانات استاد طاهري ، پايه گذار عرفان حلقه و يا به عبارتي عرفان كيهاني مي باشد. اين نوشته صرفا بيانگر عقايد و بينش شخصي اينجانب بوده  و تلاش شده تا هيچ گونه دخل و تصرفي در بيانات جناب استاد طاهري كه از دو كتاب ايشان اخذ شده، انجام نگيرد.

 

 * كتاب عرفان كيهاني- دفتر اول – چاپ 84 - صفحه 58 پاراكراف دوم

هدف از اين شاخه عرفاني كمك به انسان در راه رسيدن به كمال و تعالي است. حركتي از عالم كثرت به وحدت.

هزاران بار واژهاي خدا، انسان ، انسانيت، عدالت ، برابري،احترام به انسانها را در طي چهار سال گذشته و در طول صد ها گفتگوي مختلف دكتر احمدي نژاد  شنيده ايم. شنيده ايم كه هر چه خوبي و موفقيت بوده ايشان آنرا به ملت ايران نسبت داده و چنين بيان مي نمايد كه ملت ايران توانست...

او هزاران بار در مجامع مختلف از تلاش براي كمال و تعالي انسان  سخن رانده و گفته است كه پيامبران به فرمان خدا براي هدايت به كمال و تعالي انسانها آمده اند...

 

* صفحه77 پاراكراف اول- دفتر اول – چاپ 84 - صفحه 58 پاراكراف دوم

نگاه فيلسوف به جهان نگاه كثرت است و نگاه عارف نظر بر وحدت است.

در گفتار تلویزیونی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری (شامگاه روز سه شنبه مورخ4/3/88) كه به دكتر محمود احمدی نژاد اختصاص داشت او در 30 دقیقه مدت این برنامه 107 بار از کلمه ملت و ملت ایران استفاده کرد. سخنان و نحوه اظهار موفقيت ها و برنامه هاي سه نامزد ديگر و يا نامزدهاي دوران قبل در مقايسه با سخنان ايشان را چگونه تاويل ميكنيد.

 

* صفحه77 پاراكراف اول- دفتر اول – چاپ 84 - صفحه 58 پاراكراف دوم

عشق كلي نگر و جمعي نگر است و عقل باريك بين و جزئي نگر

به او اتهام زده مي شود كه "تو نمي تواني كشور را اداره كني و نداي مديريت جهاني سر مي دهي! تو مي گويي كه حضرت ولي عصر دنيا را مديريت ميكند! " آيا اين مصداقي از جمله فوق نمي تواند باشد؟ آيا فكر نمي كني كه من و تو آنقدر عاشق نيستيم كه كلي نگر شويم و از كوچه هاي باريك و تو در توي عقل خود را برهانيم!

 

* صفحه 66 پاراكراف دوم- دفتر اول – چاپ 84 - صفحه 58 پاراكراف دوم

جهان هستي يكپارچه است و كليه اجزاي آن به يكديگر مرتبط و تن واحده محسوب مي شوند.

اگر او نداي دفاع از مظلوم را سر ميدهد، و براي دفاع از مظلومان، جا و مكان قائل نيست، چه ايراني ، چه فلسطيني، چه آفريقايي و چه ... پس چگونه مي تواند جهان هستي را يكپارچه ببيند و پاره اي از آن تن واحده باشد؟

 

* صفحه 71 پاراكراف دوم- دفتر اول – چاپ 84 - صفحه 58 پاراكراف دوم

انسان شاهد جهان هستي و جهان هستي شاهد انسان است. هيچ واقعيتي در جهان هستي گم نشده و مانند يك حافظه عظيم عمل نموده و كليه وقايع را درون خود براي هميشه ثبت و ضبط مي نمايد.

او وقتي به ابر قدرتها ميگويد كه تمام اعمال شما در حافظه ملت ها ثبت مي شود و به آنها خبر ميدهد كه دست خداوند از آستين ملتها برخواهد آمد و امپراتوري آنها را درهم خواهد پيچيد ، حرف بي ربطي نزده است.

 

 * صفحه80 پاراكراف دوم- دفتر اول – چاپ 84 - صفحه 58 پاراكراف دوم

در مسائل آسماني(معنوي) تسليم و در مسائل زميني (دنيوي) تلاش، عوامل تعيين كننده هستند و مسائل زميني خود نيز تابع جبر و اختيار مي باشد، كه در آن جبر مجموعه همه اتفاقاتي است كه از كنترل و اختيار انسان خارج مي باشد، و تعيين كننده حركت انسان است.

شايد بتوان گفت كه او عابدتر از برخي عابدان باشد ولي بي شك و بر طبق آمار او در مسائل كاري ، سرعت عمل،اتخاذ تصميمات فوري و شجاعانه ، استقامت در برابر ناملايمتي ها و ... بهترين رئيس جمهور ايران تا به حال بوده است. اما مشكلات و جبر محيط مانند كاهش به يكباره قيمت نفت، شروع بحرات اقتصاد جهاني، افزايش فشارات سياسي چند كشور ابرقدرت، ساختار شديدا مشكلدار دولتي كشور و از طرفي فشار جريانات مخالف سياسي داخل از طرف(...) و همه و همه جزو " مجموعه اتفاقاتي هستند كه از كنترل و اختيار انسان خارج مي باشد" . با اين حال با وجود تمام جبري كه بر اختيارات او اعمال مي شود ، او همچنان استوار به تلاش خود ادامه ميدهد. و توفق او در اين شاخصه بارزتر از هر كس ديگري است.

 

* صفحه91 پاراكراف سوم- دفتر اول – چاپ 84 - صفحه 58 پاراكراف دوم

فقير، عاشقي است كه  جز به معشوق نمي انديشد و خود را مقهور خداوند لايزال مي بيند بدين لحاظ به مقام فنا مي رسد كه عين بقاست.

بر طبق اظهارات شاهدان و گفته راويان صديق و هر آنچه كه در ظاهر بر من و تو مشخص است، او را كسي مي يابي كه به دور از هر وابستگي به دنيا و متعلقات آن كارش را انجام ميدهد . اويي كه در هرسخراني اش ، اول نام خدا و بعد نام منجي موعود رابر زبان مي راند، فرق نمي كند كه كجا باشد، بين طلبه هاي حوضه علميه و يا بين اروپائيان در ژنو و يا بين آمريكائيان در دانشگاه كلمبيا، سخن يكي است. اويي كه در جلو ميليونها نفر در سازمان ملل دنيا را نه به گفتگوي تمدنها كه به عدالت و احترام به انسانيت و خدا كه سرآغاز آفرينش ، گفتگو و هر ارتباط مثبتي است، دعوت ميكند آيا ارزش يك لحظه فكر كردن را هم ندارد؟ مگر تمدن زاییده انسان و انسان حاصل عدل الهی نیست؟ فقير در عرفان كيست؟ آيا نه آنكس است كه دنيا را براي دنيا و آخرت را براي آخرت نگه مي دارد و نه دنيا را به آخرت و نه آخرت را به دنيا مي فروشد.براي فقير در عرفان دل كندن از دنيا همانند كندن جامعه از تن مي باشد. او كه در عين داشتن، دنيا دل به آخرت مي بندد و تمام هم و غمش را خدمت به انسان در درجه اول و خدمت به ايراني در درجه دوم مي نهد ، آيا نمي توان گفت كه مرز عشق را درنورديده است؟ اگر او دل به دنيا داشت كه جلو نامردان زمان نمي ايستاد، حفظ راي هايش را به قيمت شنيدن انواع و اقسام دروغ ، افترا و ناسزا نمي فروخت. اعمال او گواه گفته هايم است.

 

*  صفحه107 پاراكراف دوم- دفتر اول – چاپ 84 - صفحه 58 پاراكراف دوم

فرق عارف و عابد اينست كه عارف به فكر نجات جمعي است كه همان عرفان اصيل شيعه است و اين همه دغدغه اهل بيت عليم السلام براي نجات مردم، از اين زاويه بوده و عابد به فكر خويش و طي مسير فردي و عبادت انحصاري است.

هزاران بار او را به دليل دفاع از فلسطين ، عراق، افغانستان و نهايتا انسان مذمت كرده اند. از شما مي پرسم، اگر بر طبق گفته فوق او تنها در فكر خود بود و مردمش، آيا مصداق عابد گوشه نشين نمي شد؟ اگر ببينيد كه درخيابان چند نفر گردن كلفت روي يك نفر آدم بيچاره ريخته و به ناحق او را مي زنند در اين موقع است كه خود را مي شناسي و مي فهمي كه آن عارف فوق الذكر هستيد و يا آن عابد گوشه گير. حقيقتا سخت است.

 

 * صفحه-  80- كتاب انسان از منظري ديگر- دفتردوم– چاپ 84

عرفان، ضد ضربه شدن است.

ضد ضربه شدن در برابر ناملايمت ها، در برابر ديگراني كه به ناحق تو را هدف تير هاي خشمشان قرار مي دهند. هزاران طعنه به تو ميزنند. هزاران دروغ به تو ميبندند. و تو دم برنمي آوري. چرا كه اينها در پيش هدف تو مورچه گاني اند در پيش پيل.

 

* صفحه 81- كتاب انسان از منظري ديگر- دفتردوم– چاپ 84

عارف در راه رسيدن به عشق خود با هر تلنگر و ضربه اي دچار وقفه و سكون نمي شود و او در مسير عشق چيزهايي را ياد گرفته است كه افراد معمولي از آن بي بهره اند و او در اين مسير توانسته زورق وجودي خود را به يك اقيانوس پيما تبديل كند كه در مقابل امواج سهمگين اقيانوس زندگي به خوبي مقاومت كند.

يك شبه تو را تير خلاص زن ميكنند، دولت چهار ساله تو را باني و باعث شكستها و مشكلات چهل ساله كشور ميدانند. پيشرفت هاي تو را پسرفت و افتخارات تو را مايه سرافكندگي مي شمارند. وقتي به روح ضد ضربه تو نمي توانند آسيبي برسانند، به ناچار چهره تو را به انواع و اقسام .... تشبيه مي كنند. آيا اين معني دريا شدن نيست؟ دريايي كه اگر هزاران هزار سنگ كينه و خشم به آن بياندازي باز هم همان درياي صاف و زيباست.

اگر از امام زمان و پيشوايت سخن مي راني، تو را به جرم باورهايت استهزاء مي كنند. البته شايد هم حق دارند. آنان كه در راه عرفانند بي شك ميدانند آنچه كه برخي عرفا مي بينند و مي شنوند براي نا آگاهان مايه خنده و تعجب است . چراكه ظرفيت ظرف وجودي آنها كوچك است وگرنه آنها تقصيري ندارند. چشم بينا ميخواهد و دل روشن كه ما نداريم.  

 

* صفحه 125 - كتاب انسان از منظري ديگر- دفتردوم– چاپ 84

قفل ذهني نتيجه عملي برنامه ريزي هاي ضمير ناخود آگاه است كه در اكثريت افراد بر مبناي عقل، علم و دانش از دوران طفوليت و كودكي برنامه ريزي شده است. در اين حالت اين برنامه از ورود و حس همه مسائل غير عقلاني و خارج از چارچوب منطق جلوگيري نموده و چنين اطلاعاتي را سانسور مي كند.

و كلام آخر: باز كردن هر قفلي آسان نيست و چه قفلها كه ساليان سال همچنان بسته مانده اند.

آنان كه سالها كار ناكرده ديده اند، باور نمي كنند كه كسي پيدا شود كه بگويد:

                                      مي شود و مي توانيم و توانستيم

 خسرو چولچي

۱۳۸۸/۰۳/۱۰

توضيح و پيشنهاد:
در بخش نظر خواهي اين پست برخي از خوانندگان محترم انواع و اقسام توهين، فحش و ساير جملات ركيك را نثار بنده و جناب آقاي دكتر احمدي نژاد نموده اند كه با عر ض پوزش ، مجبور به حذف آنها مي باشم.
ولي اگر شما نگاهي به كل اين وبلاگ بياندازيد ، هيچ جا توهين و يا اتهام بي اساسي را متوجه شخص خاصي نخواهيد ديد چراكه معتقدم توهيم به هر موجودي كه مخلوق خداوند است، جرمي نابخشودني است حتي به خود شيطان.
فكر مي كنم ، اگر واقعا طرفدار كسي يا چيزي هستيم بايد ازآن حمايت كنيم و اگر توانايي اينكار را نداريم لااقل بهتر است كه عملكردهاي طرف مقابل را به صورت منتقدانه بيان كنيم، نه اينكه او و طرفداران او را به باد فحش و ناسزا بگيريم كه در اين صورت "مرتبه انسانيت" سهل است كه از خط "حيوانيت" هم نزول مي كنيم. اگر من به خاطر عقيده ام گناهكارم، حداقل گناه عقيده ام را به دوش مي كشم ، نه گناه توهين به ديگران را! آيا شما يك لحظه هم ترديد نمي كنيد كه شايد شما و نظرات شما عزيزان، خطا باشد؟! كه در اين صورت لااقل گناه توهين به انسانها را به آن نيافزاييد كه " حق الناس " قابل گذشت از طرف خدا هم نيست.
پيشنهاد مي كنم كه عصبانيتمان را اين طور تخليه كنيم:
بياييد بدون اينكه نامي از كسي ببريم و يا او را در ذهنمان بگيريم ، بگوييم : " لعنت خدا بر دروغگويان و مردم فريبان"  كه در اينصورت لعنت خدا بر هركسي كه شايسته آن باشد ، مي رسد و ما هم گناهي بر گردنمان نيست. ( البته مي دانم كه در زمان عصبانيت ، انجام اين كار سخت است.)

۱۰/۱۱/۱۳۸۸

 لطفا این پست را هم ببینید: عرفان حلقه / عرفان کیهانی و پاسخ به برخی انتقادات

  

 

 

 

 

 



ارسال توسط خسرو چولچی
آخرین مطالب

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ